با غم تنهایی ام دیگر مدارا کرده ام
با غم تنهایی ام دیگر مدارا کرده ام
با خودم یک خلوت جانانه برپاکرده ام
آخرش یک شب گلوی بغض را خواهم گرفت
من که هر شب گریه هایم را تماشا کرده ام
گفته بودم بی تو میمیرم خدایی راست بود
چند وقتی هست هی امروز و فردا کرده ام
شعر بی چشمان تو در ذهن من خشکیده است
این غزل را توی شالیزار پیدا کرده ام
آه
شب اگر باشد و مِی باشد و من باشم و تو
به دو عالم ندهم گوشهی تنهای را
با خودم یک خلوت جانانه برپاکرده ام
آخرش یک شب گلوی بغض را خواهم گرفت
من که هر شب گریه هایم را تماشا کرده ام
گفته بودم بی تو میمیرم خدایی راست بود
چند وقتی هست هی امروز و فردا کرده ام
شعر بی چشمان تو در ذهن من خشکیده است
این غزل را توی شالیزار پیدا کرده ام
آه
شب اگر باشد و مِی باشد و من باشم و تو
به دو عالم ندهم گوشهی تنهای را
- ۱.۱k
- ۲۶ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط