{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ثانیه ها رو میشمردم. تا حالا اونقدر گذشتِ زمان رو حس نکرد

ثانیه ها رو میشمردم. تا حالا اونقدر گذشتِ زمان رو حس نکرده بودم. همیشه وقتی منتظری زمان دیر میگذره.
هزاز بار یه مسیر تکراری رو رفتم و برگشتم. نمیدونستم چجوری زمان رو بگذرونم. نگاه کردن به ساعتم داشت دیوونم میکرد. دلم میخواست به آینده پرواز کنم.
#تِدی
#deep_feeling
دیدگاه ها (۵)

منتظر بودم یه چیزی بگه . انگاری یه حرفی توی گلوش گیر کرده بو...

سعی کردم همه چیز رو درست کنم. سعی کردم همه چیز رو تغییر بدم....

#deep_feeling

چرا باید نیاز به یه آدم اضافه داشته باشم وقتی دوستام و خانوا...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۶۳ویو راوی فردای اون روز تهیونگ دوب...

پارت نهم

^فیک جونگکوک^(پارت۲۷)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط