{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرنوشت تو و گذشته من پارت ۱۵

سرنوشت تو و گذشته من پارت ۱۵
--- ----- - - ----- - - - - - - - - - - - --
: من چی رو باید بدونم جین
&: ببین مهم نیس
-: من همسر دارم کوک
: چ...چی ( با این حرف تهیونگ دنیا رو سر کوک چرخید و اشک هایش گونش رو خیس کرد )
: ولی...م..من...هق..
-: من بهت گفتم فقط برام غذا هستی
: باور نمیکنم
-: دنبالم بیا
&: اروم باش کوک
( تهیونگ راه افتاد و کوک پشت سرش و به یک اتاق لوکس رسیدن که داخلش پراز عکس جیسو و تهیونگ بود )
-: حالا باورت شد آدمیزاد ؟
: ازت متنفرمممم ( از اتاق خارج میشه و بدو بدو به سمت اتاق خواب میره رو تخت دراز میکشه و گریه میکنع)
- - - - - ----- - - - -- ) سر میز غذا
-: اه جین باز داری اینجوری نگام می‌کنی
&: چطور دلت اومد باهاش این کار رو کنی
-: دخالت نکن ( یهو چشماش قرمز میشود ) تشنمه من میرم پیش کوک
: هق هق هق ( سرش تو بالشت بود و اشک می‌ریخت که اسپنکی محکم به باسنش زده شد ) آخ
-: پاشو تختم خیس اشک تو شد و.....( با بالشتکی که تو صورتش توسط کوک زده شد عصبی شد)
-: منو میزنی؟؟؟؟
: برات گرون تموم میشه کیم تهیونگ ( و می‌پره رو تهیونگ که هم خودش و ته رو زمین پرت میشن )
: می‌کشمت
- توی فسقلی؟
: ارعععع ( و محکم با دندونش گردن تهیونگ رو گاز میگیره که تهیونگ از درد آخ بلندی میگه )
-: چطور ..اخ‌‌..جرعت می‌کنی با اربابت اینجوری کنی
:تو چطور جرعت می‌کنی با احساساتم بازی کنییییی
&: کافیههههههه
-: جین این ...آخ منوووو گاز گرفت وحشی
: هه پس توکه اون دندون های نیشتو فرو می‌کنی تو گردنم عب ندارع
&: خفه مثل کلاس اولیا میمونید
: به این باسن پنیری بگوووو ناگهان......شرط ۱۸ لایک
دیدگاه ها (۱۳)

ᴛᴇᴋᴏᴏᴋ | تک‌پارتی«پسر غرغرو روی من ☆»تهیونگ: چاگی، میای بریم...

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --¹ــ صدامو می شنوی ؟ موهات شبیه کیک خامه‌ای صورتی ش...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۸: انفرادیجونگ‌کوک نفس عمیقی کشید، هرچند ...

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت۳منو برد تو اتاق بی صدا اشک م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط