{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عشق‌یاهوس

#عشق‌یاهوس
پارت ۷
تهیونگ منو بلند کرد و داخل کالاسکه برد و سیاهی.
ویو ته
سوار کالاسکه شدیم که کوک بیهوش شد . سریع سمت قصر رفتیم کوک رو بلند کردم و بردم داخل اتاق از شانس بدم امروز نماینده های چانگ میان و حال همسر من خوب نیست . دکتری که داخل اتاق بود اومد سمتم و جیمینم اومد . بعد ماینه دکتر اومد سمتم
دکتر : سم قوی داخل بدنشون هست و ضربات شلاق و سم باعث این اتفاق شده و اینکه ایشون چون بدنشون ضعیفه ممکنه تا سه هفته بیهوش باشن شایدم بیشتر . دارویی براشون هست که حالشون خوب بشه
با حرف دکتر خوردم زمین
٪ عالیجناب
- میتونید برید
من و مامان و جیمین و جونگ‌کوک بودیم . اون امگای کوچولوی من بود. و الان یه پسر امگا مثل خودش دارم ولی من رزم رو میخام شروع کردم گریه کردن
^ پسرم خوب میشه
٪ ته حال کوک خوب میشه نگران نباش
بعد چند دقیقه پرستار اومد که دارو برای زخم های کوک و پادزهر سم داخل بدن کوک رو آورده بود . از پرستار وسایل رو گرفتم و خودم شروع کردم به دادن پادزهر به کوک . مامان و جیمین رفتن بیرون و منو کوک موندیم . بعد حدودا ۲ ساعت و نیم کوک صدای خفه ای از کوک اومد
+ نه من تهیونگ رو دوست دارم نمیخوام
فهمیدم هزیون هست و صداش زدم
- کوک همسرم عزیزم
+ ته
- حالت ...... حالت خوبه عزیزکم
+ من.......من خوبم ........ جیم .......جیمین چطوره اون زخمی شد
- اونم خوبه
+ تو چی نه نه تو خوب نیستی . اینجا آسیب دیده (دستشو میذاره روی قلب ته )
ویو کوک
ته دستمو میگیره و بوسه های متعددی روی اون میذاره.
- برا من تو مهم ترینی
+ تهیونگ (نفس نفس )
- جونم چرا نفس نفس میزنی
+ تهیونگ عزیزم همیشه دوستت دارم
ویو تهیونگ
کوک دوباره بیهوش شد . در اتاق زده شد . به جیمین و یونگی اجازه ورود دادم
٪ تهیونگ چی شده
- کوک.......... میترسم از دستش بدم هق
" ته اروم باش
- هق نمیتونم هق زندگیم داره جلوی چشمم جون میده هق
٪ داروی طبیب رو بهش دادی
- آره هق تازه هق خودم هق زخماش هق رو هق بستم
" ته اروم باش اینجوری خودتم مریض میشی
- یونگی من نمیتونم اروم باشم هق وقتی میبینمش اینجوری داره عذاب میکشه قلبم هق درد میگیره
کمی اروم شده بودم .
- شما صدای ناله هاش که به میونگ میگفت من تهیونگ رو دوست دارم و طلاقش نمیدم رو نشنیدین . میونگ کجاست
" توی زندان
- میخوام بلایی به سرش بیارم که مرغای آسمون به حالش خون گریه کنن
رفتم به زندان قصر .
دیدگاه ها (۰)

#عشق‌یاهوس پارت 8رفتم زندان قصر از دست میونگ خونم به جوش اوم...

#عشق‌یاهوس پارت 9- خب اون وو برو وسایلت رو جمع کن * وای این...

#عشق‌یاهوس پارت ۶ویو کوک + تهیونگ میشه پسرکم رو بدی ببینم - ...

بپرسید جواب میدم🙂

#عشق‌یاهوس پارت ۵ کارامون رو که انجام دادین حدودا ساعت ۱۰ شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط