{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو فقط باش

تو فقط باش

حال مرا نه قدم زدن زیر باران خوب میکند ...

نه راه رفتن روی برگ پاییزی ،

نه نشستن کنار ساحل دریا ...

و نه هیچ ...

حال من با تو خوب است ،

حتی در یک آلونک چوبی

که باران از سقفش به درون میچکد ...

تو فقط باش ،

مرا همین بس که روشنایی شب های تارم ،

برق چشمان تو باشد ...
دیدگاه ها (۲)

دلبرا در هوس دیدن رویت دل من تاب ندارد نگهم خواب ندارد قلمم ...

دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرموچکه چکه می چکم...به سطر ها...

بوسه گر ســــاقی دهد ساغر زنمبوسه را بر جـــــــام یک دلـــب...

امشب برای گریه ام یک شانه می خواهم که نیستدر این خرابات جهان...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط