{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌧«بارون اول»🌧

🌧«بارون اول»🌧
هر جور دوست داری و غذا خوردن رفتن قدم بزنن. یک ساعت بعد شد و امدن خونه نشستن فیلم نگاه کردن رفتن تو اتاق خوابیدن
و بیدار شدن رفت خونه مادر جیسو گفتن ما دیگه مدرسه نمیریم مادر جیسو گفت اوکیه
جیسو بعد گفت: ما میخوایم بریم مسافرت مادر جیسو گفت باش و رفتن تا این که بارون اول اومد و جیسو به جین گفت: ام راستش من عاشق تو شودم جین هم گفت: راستش منم و رفتن خونه جین بجای مسافرت و در مورد که عاشق هم شدن صحبت کردن و بعد درمورد 👌👉اینم صحبت کردن و رفتن تو اتاق و🍑🍆💦 تموم شد اومدن بیرون جین جیسو رو بغل کرد بوسیدش جین تو دلش گفت: بالاخره به ارزوم رسیدم و بعد رفتن مسافرت..... رسیدن جیسو رفت لب دریا نشست و جین رفت تو اب یک دفع گی جیسو هم کشید تو اب
و خیس شدن رفت لباس شون رو عوض کردن
اومدن راه رفتن تا شب شب شد رفتن لب در یا نشستن به دریا نگاه کردن و جیسو خوابش بورد
رو شون جین و جین هم بغلش کرد بردش خونه همینتو تو بغل جین خواب بود جیسو
رسیدن خونه جین جیسو رو گذاشت رو تخت و بغل هم خوابیدن صبح شد جیسو صبحان درست کرد بود جین بیدار شد دید رفت کمک باهم درست کردن و خوردن جین
رفت بیرون برای جیسو یک سگ کوچیک خرید اومد و اورد تو خونه جیسو جین رو سفت بغل کرد داد زد گفت: دوست دارم جین وجین خندش گرفته بود میگفت ساکت شو همه فهمیدن جیسو هم خندید و سگ رو بغل کرد
میخندی همش جین رو بغل میکرد بوس میکرد
با سگ رفتن ساحل رفتن تو اب و برای سگ لباس خریدن و غذا خوردن برای سگ غذا خریدن.....
دیدگاه ها (۰)

🌧«بارون اول» 🌧جیسو رفت خونه وجین هم رفت خونه خوبیدن ربازم تق...

🌧«بارون اول» 🌧روز اول مدرسه جین بود و جین خیلی خوشحال بود به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط