★ 🎀 𝓂𝓎 𝒷𝓁𝒶𝒸𝓀 𝓇🌞𝓈𝑒 🎀 ★
★ 🎀 𝓂𝓎 𝒷𝓁𝒶𝒸𝓀 𝓇🌞𝓈𝑒 🎀 ★
ات:تھیونگااااا نکن دیگہ
تھیونگ:تا وقتی از اون بوسی کہ دیروز بھم دادی ندی ادامہ میدم
ات:جان?(لبو شدہ است)
تھیونگ:ھمین کہ گفتم
ات :ولی نمی۔۔۔۔۔۔
با فرود اومدن لبای تھیونگ روی لباش حرفش نصفہ موند تھیونگ خیلی اروم میبوسید دستای تنومندش دور کمر باریک دخترکش حقلہ شد جاھاشون عوض شود تھیونگ بہ تاج تخت تکیہ داد و دخترکش رو روی پاھاش نشوند و ھمچنان میبوسید بعد قطار بوسہ ھاش رو بہ سمت گردن دخترکش برد کمی بعد دست برداشت
ات:یاااا تصمیم گرفتی منو سکتہ بدی ی ایھنی اوھونی چیزی
تھیونگ:وقتی بہ حرفم گوش ندی ھمین میشہ
ات:ایش
۳:۴۷ دقیقہ ظھر
خوابم میومد کنار تہ رو مبل نشستہ بودم
ات:من خوابم میاد(با لحن بچہ گونہ و کیوت)
تھیونگ:حالا خوبہ خوابت میاد و الا اینقدر خوردنی شدی با این ست کیوت لباسات قورتت میدادم(خندہ)
ات:من میگم خواب میاد این چی میگہ اشلا میلم بالا بخوابم اھ(با لحن کیوت و بچوگونہہہہ)
تا خواستم بلند شم تہیونگ دستمو کشید و انداخت تو بغلش کمرم گرفت صورت ھامون فاصلہ خیلی کمی داشتند اروم لبشو رو لالہ گوشم گذاشت و لیس زد
تھیونگ:اینقدر کیوت نباش حواست بہ دل منم باشہ
ات:من خوابم(خمیازہ)میاد(زمزمہ))
ویو تھیونگ
دیگہ طاقت اینھمہ خوشگلی و کیوتی و زیبایی ندارم باید از خوستگاری کنم بہ کیان میگم ی جارو ترتیب بدہ اونجا ازش خواستگاری کنم یا نہ بزار بریم کرہ جلو چشم اون زنیکہ جندہ ازش خواستگاری کنم چشمشو دربیارم ولش کن الان نینی کوچولوم مھمترہ اروم بلندش کردم و بردمش تو اتاق خودم گذاشتمش رو تخت خودمم پیشش دراز کشیدم دستمو دور کمرش حلقہ کردم سمت خودم کشوندمش سر مو بردم داخل گردنش و بوسیدم کہ کم کم خوابم برد
ات:تھیونگااااا نکن دیگہ
تھیونگ:تا وقتی از اون بوسی کہ دیروز بھم دادی ندی ادامہ میدم
ات:جان?(لبو شدہ است)
تھیونگ:ھمین کہ گفتم
ات :ولی نمی۔۔۔۔۔۔
با فرود اومدن لبای تھیونگ روی لباش حرفش نصفہ موند تھیونگ خیلی اروم میبوسید دستای تنومندش دور کمر باریک دخترکش حقلہ شد جاھاشون عوض شود تھیونگ بہ تاج تخت تکیہ داد و دخترکش رو روی پاھاش نشوند و ھمچنان میبوسید بعد قطار بوسہ ھاش رو بہ سمت گردن دخترکش برد کمی بعد دست برداشت
ات:یاااا تصمیم گرفتی منو سکتہ بدی ی ایھنی اوھونی چیزی
تھیونگ:وقتی بہ حرفم گوش ندی ھمین میشہ
ات:ایش
۳:۴۷ دقیقہ ظھر
خوابم میومد کنار تہ رو مبل نشستہ بودم
ات:من خوابم میاد(با لحن بچہ گونہ و کیوت)
تھیونگ:حالا خوبہ خوابت میاد و الا اینقدر خوردنی شدی با این ست کیوت لباسات قورتت میدادم(خندہ)
ات:من میگم خواب میاد این چی میگہ اشلا میلم بالا بخوابم اھ(با لحن کیوت و بچوگونہہہہ)
تا خواستم بلند شم تہیونگ دستمو کشید و انداخت تو بغلش کمرم گرفت صورت ھامون فاصلہ خیلی کمی داشتند اروم لبشو رو لالہ گوشم گذاشت و لیس زد
تھیونگ:اینقدر کیوت نباش حواست بہ دل منم باشہ
ات:من خوابم(خمیازہ)میاد(زمزمہ))
ویو تھیونگ
دیگہ طاقت اینھمہ خوشگلی و کیوتی و زیبایی ندارم باید از خوستگاری کنم بہ کیان میگم ی جارو ترتیب بدہ اونجا ازش خواستگاری کنم یا نہ بزار بریم کرہ جلو چشم اون زنیکہ جندہ ازش خواستگاری کنم چشمشو دربیارم ولش کن الان نینی کوچولوم مھمترہ اروم بلندش کردم و بردمش تو اتاق خودم گذاشتمش رو تخت خودمم پیشش دراز کشیدم دستمو دور کمرش حلقہ کردم سمت خودم کشوندمش سر مو بردم داخل گردنش و بوسیدم کہ کم کم خوابم برد
- ۱۴۵
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط