★ 🎀 𝓂𝓎 𝒷𝓁𝒶𝒸𝓀 𝓇🌞𝓈𝑒 🎀 ★
★ 🎀 𝓂𝓎 𝒷𝓁𝒶𝒸𝓀 𝓇🌞𝓈𝑒 🎀 ★
تھیونگ:اوممممم دختر کوچولوم نکنہ میخوایی من سکتہ کنم ھومم
ات:میدونی دلم می خواست منم طمع لباتو بچشم
تھیونگ:من میمرما برات دختر (دور از جون بچمم)
ات:اوممم میلہ بابالی صلات بزلم(میشہ بابایی صدات بزنم
تھیونگ:اخ قلبم تو ھر جور دلت می خواد صدام بزن
ات:بابایی🥹
تھیونگ:جونممم نینی کوچولوم 💍💫🧸
ات:ھیھیھی 😁
تھیونگ بلند شدو نشست منو گذاشت رو پاھاش
چشمام رفت سمت دوتا گوی مشکیش برق چشماش بود کہ منو دیونہ خودش میکرد یھو
تھیونگ:دارہ بارون میبارہ
ات:ھومم
تھیونگ:نظرت چیہ الان کہ بارون میبارہ بریم حیاط برقصیم
ات:عالیہہ(عین بچہ با ذوق دستاشو کوبید بھم)
تھیونگ:رقص تانگو بلدی
ات:اومم نہ
تھیونگ:میخوایی یادت بدم
ات:میشہ😃?
تھیونگ:اخخخخ چرا نمیشہ
ات:اخجون
رفتیم حیاط تھیونگ ظبط ماشین رو باز کرد و ی اھنگ برای رقص تانگو گذاشت اومد سمتم یکی از دستاشو دور کمرم حلقہ کرد یکی از دستای منم گذاشت روی شونش بعد با اون یکی دستش دستمو گرفت شروع کرد
تھیونگ:۱۔۲۔۳
۱۔۲۔۳
۱۔۲۔۳
۱۔۲۔۳
افرین ھمینہ
ات:۱۔۲۔۳
۱۔۲۔۳
۱۔۲۔۳
۱۔۲۔۳
کہ یھو پای من پیچ خورد داشتم می افتادم کہ تھیونگ کمرم گرفت ولی اینبار ھر دو باھم افتادیم تھیونگ افتاد رو من ھمینطور خیرہ بھش بودم کہ یھو تھیونگ لباشو نزدیک لبای من کرد و بوسید
ولی دستامو گذاشتم رو سینش و ھولش دادم از روم بلند شد بعد من بلند شدمو
تھیونگ:اوممممم دختر کوچولوم نکنہ میخوایی من سکتہ کنم ھومم
ات:میدونی دلم می خواست منم طمع لباتو بچشم
تھیونگ:من میمرما برات دختر (دور از جون بچمم)
ات:اوممم میلہ بابالی صلات بزلم(میشہ بابایی صدات بزنم
تھیونگ:اخ قلبم تو ھر جور دلت می خواد صدام بزن
ات:بابایی🥹
تھیونگ:جونممم نینی کوچولوم 💍💫🧸
ات:ھیھیھی 😁
تھیونگ بلند شدو نشست منو گذاشت رو پاھاش
چشمام رفت سمت دوتا گوی مشکیش برق چشماش بود کہ منو دیونہ خودش میکرد یھو
تھیونگ:دارہ بارون میبارہ
ات:ھومم
تھیونگ:نظرت چیہ الان کہ بارون میبارہ بریم حیاط برقصیم
ات:عالیہہ(عین بچہ با ذوق دستاشو کوبید بھم)
تھیونگ:رقص تانگو بلدی
ات:اومم نہ
تھیونگ:میخوایی یادت بدم
ات:میشہ😃?
تھیونگ:اخخخخ چرا نمیشہ
ات:اخجون
رفتیم حیاط تھیونگ ظبط ماشین رو باز کرد و ی اھنگ برای رقص تانگو گذاشت اومد سمتم یکی از دستاشو دور کمرم حلقہ کرد یکی از دستای منم گذاشت روی شونش بعد با اون یکی دستش دستمو گرفت شروع کرد
تھیونگ:۱۔۲۔۳
۱۔۲۔۳
۱۔۲۔۳
۱۔۲۔۳
افرین ھمینہ
ات:۱۔۲۔۳
۱۔۲۔۳
۱۔۲۔۳
۱۔۲۔۳
کہ یھو پای من پیچ خورد داشتم می افتادم کہ تھیونگ کمرم گرفت ولی اینبار ھر دو باھم افتادیم تھیونگ افتاد رو من ھمینطور خیرہ بھش بودم کہ یھو تھیونگ لباشو نزدیک لبای من کرد و بوسید
ولی دستامو گذاشتم رو سینش و ھولش دادم از روم بلند شد بعد من بلند شدمو
- ۲۸۵
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط