{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران

باران
میراث خانوادگی ما بود!
کوچک که بودم
از سقف خانه ی ما میچکید؛
بزرگ که شدم
از چشمانم..

#حسین_پناهی
دیدگاه ها (۱)

سلامتی اون‌گرگ تیرخورده‌ای که هیچ موقع از‌زخم ناله نمیکنهچون...

دوستی با هر که کردم خصم مادر زادشدآشیان هرجا گرفتم لانه ی صی...

چه بیگانه ای بادلم نارفیقتوجانانه ای بهرمن نارفیقسکوتت مرا ت...

کاش در کودکی میماندیم انجا که فقط تنها تلخیه زندگیمان شربت س...

وقتی کوچک بودمفکر می‌کردم آدم‌ها چقدر بزرگند و ترس برم می‌دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط