{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میشد صدای تو را در بالشم بگذارم

کاش میشد صدای تو را در بالشم بگذارم
و به پرندگانی که از شوق بهار آواز میخوانند ؛ بگویم:
دیگر از کوچه ما هیچ صدایی نرسد
"بالش من پُر از آوازِ  پَر چلچله هاست"

#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه
#خاص
دیدگاه ها (۰)

یادم باشد عاشق کسی شوم ،که شعر را بلد باشد ...!کسی که بفهمد ...

دوباره می‌نویسمت‌... کنارِ بیتِ آخرمو چکه‌چکه می‌چکم...به سط...

بہ دلم آمدہ سوزے خدایے ڪشیدم نالہ و فرياد و آهـیدر این غربت ...

من ماندم و دلتنگی و یاری که... نیامدبی بـرگی و سرما و بهـاری...

از بس از دور بوسیدمت رنگای عکسا رفتنحیف منی که کوچه ها رو تن...

،دیگر سراغت را از نارنج رها شدهدر پیاله ی آب نخواهم گرفتدیگر...

لبانت قند مصری ، گونه هایت سیب لبنان راروایت می کند چشمانت٬ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط