{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ماندم و دلتنگی و یاری که نیامد

من ماندم و دلتنگی و یاری که... نیامد
بی بـرگی و سرما و بهـاری که ... نیامد

چه حالِ خوشی بودو چه احوالِ عجیبی
در گـرمیِ آغـوشِ نگـاری کـه... نیـامد

تنهائی و دلشوره و بر سینـه، گُلی سرخ
یک نیمکت سرد و قطاری، کـه... نیامد

پـرسیـد یکـی رهگـذر از حالـم و گفتم
یاری بـه سفر داشتم آری ، کـه... نیامد

آئینـه در آئینـه نفـس  می کِـشم او را
دلخوش به همان قول وقراری که نیامد

یک عمـر بـه دنبالِ خودم گشتم و انگار
آری منـم آن کهنـه سواری کـه... نیامد

#علی_هاشم_پور
#عاشقانه
#ستایش_قلب_سربی
#خاص #دلتنگی
دیدگاه ها (۰)

بہ دلم آمدہ سوزے خدایے ڪشیدم نالہ و فرياد و آهـیدر این غربت ...

کاش میشد صدای تو را در بالشم بگذارم و به پرندگانی که از شوق ...

دوستت دارم عزیزم ، دلبر زیبای من آشنای هر شب من ، عاشق شیدای...

در مصاف من و تقدیر، خدا خوابش بردتا مرا بست به زنجیر، خداخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط