بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت اول : گفت و گوی علی با علی در ماه مبارک رمضان :
اسرائیل با افتخار فراوان اعلام کرد که علی لاریجانی را به قتل رسانده است. با شنیدن این اعلام، این پرسش در ذهن شکل گرفت که لاریجانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بود، چرا تدابیر لازم برای حفاظت از خود را اتخاذ نکرد؟ هنوز پاسخی برای این سؤال نیافته بودم که یک دیپلمات، جزئیات گفتوگوی پایانی میان لاریجانی و رهبر شهید ایران، آیتالله علی خامنهای، را که در یکی از روزنامههای ایران منتشر شده بود، برایم فرستاد.
یک روز پیش از شهادت لاریجانی، او خود جزئیات این گفت وگو را که همچون امانتی نزدش بود، منتشر کرده بود. پیش از شهادت، این امانت را به مردم ایران سپرد و همراه با آن، علت شهادت خود و نیز علی خامنهای را برای آنان بیان کرد. این گفتوگو میان دو رهبر ایران، به ما میفهماند که چرا قتل حسین در حقیقت مرگ یزید است. و چرا اسلام پس از هر کربلا دوباره زنده میشود.
این گفتوگو به زبان انگلیسی به دست من رسید که از فارسی ترجمه شده بود، اما راوی آن علی لاریجانی است و سبک بیان نیز متعلق به اوست. در واقع این، روایت آخرین دیدار میان لاریجانی و علی خامنهای است. هر دو نامشان علی بود، اما لاریجانی همواره رهبر را قائد من خطاب میکرد.
چند ساعت پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، علی لاریجانی در حالی که پروندهای در دست داشت، برای دیدار با رهبر به دفتر او رفت. لاریجانی دوازده سال رئیس مجلس ایران بود. از سال 2005 تا 2007 دبیر شورای امنیت ملی بود و در اوت 2025، رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکیان، بار دیگر او را به این سمت منصوب کرد.این تصمیم با مشورت رهبر اتخاذ شده بود.
لاریجانی برای آگاه ساختن رهبر از طرح ترور او آمده بود. او جزئیات این طرح را از منابع مختلف به دست آورده بود و پروندهای نیز همراه داشت تا بتواندبه سؤالات احتمالی پاسخ دهد. پس از احوالپرسی، در برابر رهبر نشست و پیش از آغاز سخن، چند لحظه با احترام و محبت به او نگریست. سپس گفت:
قائد من! این بار نه یک فشارمعمولی است و نه یک پیام عادی، بلکه خبر یک تصمیم است. دشمن تصمیم گرفته شما را به هر قیمت به شهادت برساند، حتی اگر لازم باشد تمام آسمان را با آتش موشکها بسوزاند.
رهبر با جدیت به سخنان او گوش میداد. لاریجانی ادامه داد که ما برای شما مکانی امن فراهم کردهایم، جایی که از دید دشمن پنهان خواهید بود، جایی که نه بمبها به آسانی می رسند و نه هواپیماهای جنگی می توانند آن را هدف قرار دهند. رهبر همچنان سکوت کرده بود.(ادامه دارد...)
قسمت اول : گفت و گوی علی با علی در ماه مبارک رمضان :
اسرائیل با افتخار فراوان اعلام کرد که علی لاریجانی را به قتل رسانده است. با شنیدن این اعلام، این پرسش در ذهن شکل گرفت که لاریجانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بود، چرا تدابیر لازم برای حفاظت از خود را اتخاذ نکرد؟ هنوز پاسخی برای این سؤال نیافته بودم که یک دیپلمات، جزئیات گفتوگوی پایانی میان لاریجانی و رهبر شهید ایران، آیتالله علی خامنهای، را که در یکی از روزنامههای ایران منتشر شده بود، برایم فرستاد.
یک روز پیش از شهادت لاریجانی، او خود جزئیات این گفت وگو را که همچون امانتی نزدش بود، منتشر کرده بود. پیش از شهادت، این امانت را به مردم ایران سپرد و همراه با آن، علت شهادت خود و نیز علی خامنهای را برای آنان بیان کرد. این گفتوگو میان دو رهبر ایران، به ما میفهماند که چرا قتل حسین در حقیقت مرگ یزید است. و چرا اسلام پس از هر کربلا دوباره زنده میشود.
این گفتوگو به زبان انگلیسی به دست من رسید که از فارسی ترجمه شده بود، اما راوی آن علی لاریجانی است و سبک بیان نیز متعلق به اوست. در واقع این، روایت آخرین دیدار میان لاریجانی و علی خامنهای است. هر دو نامشان علی بود، اما لاریجانی همواره رهبر را قائد من خطاب میکرد.
چند ساعت پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، علی لاریجانی در حالی که پروندهای در دست داشت، برای دیدار با رهبر به دفتر او رفت. لاریجانی دوازده سال رئیس مجلس ایران بود. از سال 2005 تا 2007 دبیر شورای امنیت ملی بود و در اوت 2025، رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکیان، بار دیگر او را به این سمت منصوب کرد.این تصمیم با مشورت رهبر اتخاذ شده بود.
لاریجانی برای آگاه ساختن رهبر از طرح ترور او آمده بود. او جزئیات این طرح را از منابع مختلف به دست آورده بود و پروندهای نیز همراه داشت تا بتواندبه سؤالات احتمالی پاسخ دهد. پس از احوالپرسی، در برابر رهبر نشست و پیش از آغاز سخن، چند لحظه با احترام و محبت به او نگریست. سپس گفت:
قائد من! این بار نه یک فشارمعمولی است و نه یک پیام عادی، بلکه خبر یک تصمیم است. دشمن تصمیم گرفته شما را به هر قیمت به شهادت برساند، حتی اگر لازم باشد تمام آسمان را با آتش موشکها بسوزاند.
رهبر با جدیت به سخنان او گوش میداد. لاریجانی ادامه داد که ما برای شما مکانی امن فراهم کردهایم، جایی که از دید دشمن پنهان خواهید بود، جایی که نه بمبها به آسانی می رسند و نه هواپیماهای جنگی می توانند آن را هدف قرار دهند. رهبر همچنان سکوت کرده بود.(ادامه دارد...)
- ۲۴۹
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط