فیک هوپ حس بین ما
فیک هوپ حس بین ما
(پارت۱۶)
از زبان ات
نشسته بودم که نایسا اومد گفتم توچی می خوای اینجا گفت من میخوام باهات جدی صحبت کنم از جفت شونه هام گرفت و قضیه رو بهمگفت گفتم که چی منو نمیخواد که این کارو کرد بالاخره راضیم کرد برگشتم خونه خودشم پیشمموند
از زبان هوپ
داشتم می رفتم خونه یهو اون پسره که ات حالشو جااورد رو دیدم خواستم از بغلش رد بشم که از دست گرفت گفتم چیه فکر میکردم نتونی راه بری اخه ات جوری سوزوندت که تا یه سال فلج باشی اثلان امادگی این حرکتشو نداشتم از گلوم گرفت داشت محکم فشار میداد
از زبان نایسا
رفتم قهوه اوردم که ات افتادروی میز فقط میگفت نمیتونم نفس بکشم
از زبان هوپ
نمیدونم چیشد که نتونستم تعادلم رو نگهدار افتادم روی زمین فقط تونستم گوشیمو از توی جیبم در بیارم و بزنم توی سرش دستاش شل شد فک کنم بیهوش شد منم نفسم کم اومد و بیهوش شدم
از زبان نایسا
ات بیهوش شده بود زنگ زدم به انبولانس ات رو داشتن میبردن بیمارستان منم باهاشون رفتم زنگ زدم به هوپ یه اقا برداشت گفت هوپ توی انبولانس دارن میبرنش بیمارستانی که ات رو میبرن
از زبان هوپ
وقتی بهوش اومدم توی بیمارستان بودم به راحتی نفس میکشیدم حس کردم داشتم میمردم
(پارت۱۶)
از زبان ات
نشسته بودم که نایسا اومد گفتم توچی می خوای اینجا گفت من میخوام باهات جدی صحبت کنم از جفت شونه هام گرفت و قضیه رو بهمگفت گفتم که چی منو نمیخواد که این کارو کرد بالاخره راضیم کرد برگشتم خونه خودشم پیشمموند
از زبان هوپ
داشتم می رفتم خونه یهو اون پسره که ات حالشو جااورد رو دیدم خواستم از بغلش رد بشم که از دست گرفت گفتم چیه فکر میکردم نتونی راه بری اخه ات جوری سوزوندت که تا یه سال فلج باشی اثلان امادگی این حرکتشو نداشتم از گلوم گرفت داشت محکم فشار میداد
از زبان نایسا
رفتم قهوه اوردم که ات افتادروی میز فقط میگفت نمیتونم نفس بکشم
از زبان هوپ
نمیدونم چیشد که نتونستم تعادلم رو نگهدار افتادم روی زمین فقط تونستم گوشیمو از توی جیبم در بیارم و بزنم توی سرش دستاش شل شد فک کنم بیهوش شد منم نفسم کم اومد و بیهوش شدم
از زبان نایسا
ات بیهوش شده بود زنگ زدم به انبولانس ات رو داشتن میبردن بیمارستان منم باهاشون رفتم زنگ زدم به هوپ یه اقا برداشت گفت هوپ توی انبولانس دارن میبرنش بیمارستانی که ات رو میبرن
از زبان هوپ
وقتی بهوش اومدم توی بیمارستان بودم به راحتی نفس میکشیدم حس کردم داشتم میمردم
۶.۹k
۲۵ مهر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۸)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.