{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نمیدانم چرا این دل شده رسوای تو

من نمیدانم چرا این دل شده رسوای تو
آ شنای هر شب من ،من شدم شیدای تو

روی تو نادیده ، امشب گشته ام بیمار دل
در خیال خود کشیدم صورت زیبای تو

من خراب عشق تو، توساقی شبهای من
باز هم دارم به دل من از غمت سودای تو

هر شبم در خواب دنبال تو هستم تا سحر
کاش میشد تا ببینم یک شبی سیمای تو

از غم هجران تو ای رفته از دنیا ی من
از همه دنیا گذشتم تا شوم دنیای تو
دیدگاه ها (۴)

قمارعشق شیرین است، اگرچه باز میبازمتو از آس دلت مغرور و من، ...

بغلم کن که هوا سرد تر از این نشودزندگی خوب شود ... باد خبرچ...

سینه ام میتپد از وحشت دیر آمدنت...من مجال دگرم نیست بگو صبر ...

در انحنای به هم تنیده لبان توجز در میان هرم بازوان توهیچ جای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط