{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مداد رنگی ها مشغول بودند

مداد رنگی ها مشغول بودند
مداد سفید..
هیچ کسی به او کار نمیداد. همه میگفتند: تو به هیچ دردی نمیخوری
یه شب که مداد رنگی ها توی سیاهی شب گم شده بودند، مداد سفید تا صبح کار کرد
ماه کشید، مهتاب کشید و آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک تر شد
صبح توی جعبه مداد رنگی، جای خالی او... با هیچ رنگی پر نشد
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به دوستان عزیز

به همین راحتی!

استاد سر کلاس گفت : بهترین سالهای عمرم را درآغوش زنی گذراندم...

حیفم آمد که صبح را ، با نفس خوب خدا "ها" نکنم! بیت بی معنی "...

پروژکتور (چراغ خواب) کهکشانی Star Master | لاکی شاپ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط