مداد رنگی ها مشغول بودند
مداد رنگی ها مشغول بودند
مداد سفید..
هیچ کسی به او کار نمیداد. همه میگفتند: تو به هیچ دردی نمیخوری
یه شب که مداد رنگی ها توی سیاهی شب گم شده بودند، مداد سفید تا صبح کار کرد
ماه کشید، مهتاب کشید و آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک تر شد
صبح توی جعبه مداد رنگی، جای خالی او... با هیچ رنگی پر نشد
مداد سفید..
هیچ کسی به او کار نمیداد. همه میگفتند: تو به هیچ دردی نمیخوری
یه شب که مداد رنگی ها توی سیاهی شب گم شده بودند، مداد سفید تا صبح کار کرد
ماه کشید، مهتاب کشید و آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک تر شد
صبح توی جعبه مداد رنگی، جای خالی او... با هیچ رنگی پر نشد
- ۳.۹k
- ۰۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط