{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جُمعه

جُمعه
مرد بی معشوقه ایست
با پیرهنی چروک
که تنهایی اش را
لای شعرهایش پُک میزند،
فقط عصرها کمی خاکستری تر...
دیدگاه ها (۲)

همین قدر بگویمدوست داشتنت کار هرکسی نیست...به من بسپارش.

صندلی های لهستانیسیگارهای آمریکاییمیزهای هندیقهوه های فرانسو...

تو که شیرینی محضی! سر بازار نخندتاجران با دل خوش بار شکر آور...

تا به حال به این فکر کردی که چرا تا این حد گربه ها رادوست دا...

معشوقه دشمن P2‌پشت میز درازی که کلی مامور و افسر پشتش بودن ن...

اسم رمان : اشرافی های عجیب تعداد‌ پارت: ۱۰۰ تا به بالا نویسن...

💙کاش دورانمان کمی عقب‌تر بودمثلا یک قرن!من چادرِ گلدار سرَم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط