{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیشه پنجره را باران شست

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما  چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

تو توانایی بخشش داری

دستهای تو توانایی آن را دارد  که مرا زندگانی بخشد

چشمهای تو به من می بخشد

شور و عشق و مستی

و تو چون مصرع شعری زیبا

سطر برجسته ای از زندگی من هستی....
دیدگاه ها (۱)

بانوی خانه!در دل بستر نبینمتحالت بد است،کاش که بدتر نبینمتدر...

این عکس از ارتفاع، در صحرا به هنگام غروب گرفته شده است.این ع...

در ضلع شرقی مسجد جامع بازار تهران، دکان غذاخوریی بود که بالا...

یک شلوار سفید دوست داشتنی داشتم که یک روز ابری آن را پوشیدم....

در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم می توانی #تو به لبخ...

.در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم می توانی تو به لبخ...

کاشکی شعر مرا می خواندی                                    گ...

در میان من و تو فاصله هاستگاه می اندیشم،- می توانی تو به لبخ...

در میان من و تو فاصله هاستگاه می اندیشم،- می توانی تو به لبخ...

در میان من و تو فاصله هاستگاه می اندیشم،می توانی تو به لبخند...

در میان من و تو فاصله هاستگاه می اندیشم،می توانی تو به لبخند...

،در میان من و تو فاصله هاستگاه می اندیشم،- می توانی تو به لب...

در میان من و تو فاصله هاست ...گاه می اندیشم ،- می توانی تو ب...

در میان من و تو فاصله هاستگاه می اندیشم،- می توانی تو به لبخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط