{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانوی خانه!در دل بستر نبینمت

بانوی خانه!در دل بستر نبینمت
حالت بد است،کاش که بدتر نبینمت

در حال احتضاری و هر لحظه رفتنی
می ترسم این که لحظه ی دیگر نبینمت

تابوت را بدون “در” آورده ام برات
ای کاش هیچ وقت پس “در” نبینمت

جز موقع نماز به مسجد نمی روم
از ترس این که لحظه ی آخر نبینمت

محشر به پاست خانه ی حیدر از این به بعد
حقم نبود تا دم محشر نبینمت

عجل وفات گفتی و تنها گذاشتیم
کردی دعا که بی کس و یاور نبینمت!
دیدگاه ها (۳)

✈️ چند روز بیشترپارت ۹ وقتی به مقصد رسیدن، لیا چند لحظه فقط ...

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

من باید اینا رو برای سیلوین و اسکارلت بخرم_(پیشمیاد_ هرچی می...

......//برده ی زیبا//......

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁵ : پارت ...

درد پـهـلـو خـوب ... نـه بدتر شده این روزهاچـهـره ی زهـرا چـ...

.حال تو مثل کبوترهای بی بال و پر استخنده هایت فاطمه! آرام جا...

‍ ‍ 🌷 😭 🌷 😭 🌷 😭 🌷 😭 🌷 😭 😭 🌷 😭 🌷 😭 🌷 😭 😭 #شعرمناسبتی #حضرت_زه...

#دهه_فاطمیہ 🏴 آن لحظه که بر روی زمین بود و در افتادبر روی دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط