{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم مهمانی بگیرم

می خواهم مهمانی بگیرم
یک مهمانی دو نفره
من و خدا
به صرف قهوه
قهوه ای تلخ
به تلخی خودم
شاید برایش شکر هم گذاشتم
اما نه
نمک می گذارم
باید خدا را نمک گیر کنم 
می خواهم اینگونه او را مجبور کنم
تا مرا دعوت کند
به همان آرامش غریبی که در کنارش می توان داشت.
دیدگاه ها (۱۲)

گاهی عجیب دلتنگ میشممیرم و روی تخته چوبیِ تویِ گلخونه میشین...

واسه من روزای,پاییزپره ازحرفای خیس وکاغذیخش خش برگای پاییز پ...

خداوندا، خداوندا !!!قرارم باش و یارم باش ...جهان تاریکی محض ...

عااااااالی...ツمنم موخااام هم اینجارو هم دوچرخه شوو...چ خوووب...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

اما می‌دانی..من ماندن را دوست دارم، اینکه کسی باشد تا بماند....

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط