{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه ایستاده بودند...

همه ایستاده بودند...
حتی یکی نمیتوانست بنشیند....
انتظار است دیگر،
لعنتی...
مثل بی خوابی،
دلت میخواهد بنشینی،
خسته ای، اما نمیتوانی...
دلت میخواهد آب بخوری،
اما جا نداری...
دلت میخواهد بایستی،
ولی مگر می شود همه اش ایستاد...
و اگر بخواهی قدم بزنی،
کجا بروی...؟

#عباس_معروفی
دیدگاه ها (۱)

حالت چقدر خوب می شودیکی پیدا شودجنسش خالص باشدبگوید هستماز آ...

وقتی #تُ نباشی هیچ کجایِ این کره جغرافیا آرام نمیگیرم ...!#...

موسی،عصایشمحمد،کتابشتو،چشمانت...#ایرج_تمجیدی

دلم می خواست مرد و مردانه به خواستگاری اش بروممرد و مردانه خ...

⚓⃝Łøɍđ øf ŧħɇ sɇȺ᭄𓆝ܔ "فرمانروای دریا" 𝒄𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝟑。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧...

در گوشت زمزمه میکنند نمیتوانی.چون سقف باورهای آنها کوتاه است...

chapter 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط