{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز آمدم از چشمه ی خواب

باز آمدم از چشمه ی خواب
کوزه ی تر در دستم
مرغانی می خواندند
نیلوفر وا می شد .
کوزه ی تر بشکستم ، در بستم
و در ایوان تماشای تو بنشستم

👤 سهراب سپهری
دیدگاه ها (۱)

من بگردم گرد آن یاری که ...

دوری خیلی دورهرچه به قربانت میروم بازهم نمیرسم ،

بیا در آغوشم بگذار تـو را ببوسممیخواهم در گرمی آغوشت بسوزم

دوست داشنتت.... گناه باشد یا ڪہ اشتباه....گناه...

Part9ویو می یون با صدای در زدن اتاقم از خواب پریدم رفتم به س...

Part9ویو می یون با صدای در زدن اتاقم از خواب پریدم رفتم به س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط