{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند. پنجره های اتاق

مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند. پنجره های اتاق باز نمی شد. نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی توانست آن را باز کند. با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه را احساس کرد، و سراسر شب را راحت خوابید. صبح روز بعد فهمید که شیشه کمد کتابخانه را شکسته است و همه شب، پنجره بسته بوده است! او تنها با فکر اکسیژن، اکسیژن لازم را به خود رسانده بود!

افکارتان زندگی شما را می سازند؛ مواظب افکارتانباشید
دیدگاه ها (۱)

🔸 رهبرانقلاب: انقلاب، طبقه‌ اشراف را قلع و قمع کرد🔹 امروز ...

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ...

👌 ســـخن امــام زمان🌸 ای شیعه ما و اگر محبت به شما نداشتیم ...

---ماه و شبحپارت هجدهم | شب‌های بی‌صدادو هفته از مرگ خانم کی...

ℳ𝒴 𝒸ℎ𝒶𝓇𝓂𝒾𝓃ℊ 𝒹ℯ𝓋𝒾𝓁𝓈ℯ𝒶𝓈ℴ𝓃:1𝒫𝒶𝓇𝓉:16ا/ت با وحشت برگشت سمت پنجره....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط