در زیر باران خیس شد ... گوید اثر دارد
در زیر باران خیس شد ... گوید اثر دارد
گوید خدا هم از ملاقاتش خبر دارد
عکسی که می بوید ، به چشمش آب می افتد
در کوچه ها هر روز چندین قاب می افتد
چای شهادت نوش کن ... اما بیا مادر !
حرف دلت را گوش کن ... اما بیا مادر !
بر روی سینه ارمغانت را نگهدار
قدری بخند و قند در فانسخه بگذار
لیلا تویی ، مجنون فقط جای شهادت بود
عاشق تویی ، مجنون پدافند شفاعت بود
قول و قرار وقت رفتن را که یادت هست
رفتی که برگردی ، هنوزم جانمازت هست
باران ! به آبش داده ام فرزند چاهم را
با گریه خوابش می کنم طفل نگاهم را
در زیر باران یک قدم با عشق بردار
فرمان جنگی می دهم : برگرد سردار
گوید خدا هم از ملاقاتش خبر دارد
عکسی که می بوید ، به چشمش آب می افتد
در کوچه ها هر روز چندین قاب می افتد
چای شهادت نوش کن ... اما بیا مادر !
حرف دلت را گوش کن ... اما بیا مادر !
بر روی سینه ارمغانت را نگهدار
قدری بخند و قند در فانسخه بگذار
لیلا تویی ، مجنون فقط جای شهادت بود
عاشق تویی ، مجنون پدافند شفاعت بود
قول و قرار وقت رفتن را که یادت هست
رفتی که برگردی ، هنوزم جانمازت هست
باران ! به آبش داده ام فرزند چاهم را
با گریه خوابش می کنم طفل نگاهم را
در زیر باران یک قدم با عشق بردار
فرمان جنگی می دهم : برگرد سردار
- ۸۶۷
- ۲۸ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط