تو را از ته دل
تو را از ته دل
به یاد میآورم
دلی فشرده به غم
غمی که آشنای توست...
ودلم تا برایت تنگ میشود،
مینشینم اسمت را مینویسم
مینویسم...مینویسم
بعد میگویم:
این همه او...
«پس دلتنگی چرا؟!»
با او بودن را تصــور کــردم…
بے او بــودن را تجــربه ...
ایــن بود سهـــم من
از رویـا تا واقعیـت
به یاد میآورم
دلی فشرده به غم
غمی که آشنای توست...
ودلم تا برایت تنگ میشود،
مینشینم اسمت را مینویسم
مینویسم...مینویسم
بعد میگویم:
این همه او...
«پس دلتنگی چرا؟!»
با او بودن را تصــور کــردم…
بے او بــودن را تجــربه ...
ایــن بود سهـــم من
از رویـا تا واقعیـت
- ۱.۲k
- ۲۸ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط