{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را از ته دل

تو را از ته دل
به یاد می‌آورم
دلی فشرده به غم
غمی که آشنای توست...
ودلم تا برایت تنگ می‌شود،
می‌نشینم اسمت را می‌نویسم
می‌نویسم...می‌نویسم
بعد می‌گویم:
این همه او...
«پس دلتنگی چرا؟!»
با او بودن را تصــور کــردم…
بے او بــودن را تجــربه ...
ایــن بود سهـــم من
از رویـا تا واقعیـت
دیدگاه ها (۱۱)

ساقی امشب باده از بالا بریز!!باده ازغم خانه ی،،،،دلها بریز!!...

ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﻭﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ ﭼﻪ ﺷﺪ؟ﯾﮏ ﻏﺰﻝ ﺷﻌﺮﯼ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﺖ ﻓﺮﺳ...

این حنجره جز با لب ِ تو، شعرنخواندهجز طعم ِصدایت به صدایش نچ...

تنها شدن را دوست دارم... غار داری؟جایی برای خلوت بسیار داری؟...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.18(از زبون نویسنده: غم آروم...

جنوب برای ما فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛بوی خاک داغ بعد از غر...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.20(از زبون نویسنده: غم داره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط