{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعار که می‌دادیم از سرما بخار از دهان‌مان می‌زد بیرون. جو

شعار که می‌دادیم از سرما بخار از دهان‌مان می‌زد بیرون. جوری که من و دوستم چند بار به هم گفتیم این سرما برای سیزده اسفندِ شهر سردسیری مثل کنگاور عجیب است چه برسد به جاهای دیگر. یکشنبه هم که بعد از خبر شهادت آقا رفته بودیم حرم حضرت معصومه، باز هم همین گزندگی و سوز بود.
شب بیست و یکم، جوشن کبیر را با تلوبیون خواندیم. میثم مطیعی با کلاه پشمی و کاپشن از میدان ونک می‌خواند. برف و باران در هم می‌بارید. بین جمعیت هم پیرزن و پیرمرد دیدم هم نوزاد و کودک. بعضی‌ها با چتر بودند و بعضی با شال و پتو. خبرها را که دیدم میدان تجریش هم همین بود، صفادشت، خاک سفید، پرند، پردیس، دماوند و بسیاری از مناطق دیگر تهران هم همین‌طور.
ما در فرهنگ‌مان اصطلاحی داریم که مادرم خیلی جاها بهمان توصیه‌اش می‌کند. در روابط خواهربرادری، زناشوهری، فامیلی، همسایگی، دوستی و کاری. می‌گوید «دو دل که با هم صاف باشند سومیِ بین‌شان خداست.»
در این ده شب حتما در خیلی از شهرهای دیگر کشور هم برف و باران بوده هم سوز و سرما، اما مردم خیابان‌ها را رها نکرده‌اند. مگر می‌شود خدا میلیون‌ها آدمی را که دل‌هایشان برای سرافرازی کشورشان با هم صاف و یک‌دل شده‌، تنها بگذارد؟ او بین دل‌های تک تک‌مان حاضر است همان‌طور که دا یقین دارد.

✍️ #زینب_خزایی
#روایت


#رهبر_شهید #جنگ_رمضان #شبهای_قدر
#شبهای_قدر_انقلاب_اسلامی
#شبهای_قدر_در_خیابان
دیدگاه ها (۴)

*تقرّب همه‌گیر*دوسال قبل اواسط زمستان، توی مسجد بعد نماز ظهر...

ادامه تک پارتی «عشق چیه» پارت دومش..دونه‌های برف چسبیده شده ...

قسمت نهم: چشم های کور مناون روز ... یه ایستگاه قبل از مدرسه ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁹⁴..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨بعد از رفتن جونگکوک، لوسیا چن...

#عشق_در_نزدیکی_قصر#part_7#Jeon_victor#jeon_rina**بازگشت به ق...

دار مکافاتقسمت1واقعا دنیا دار مکافات است. در تمام این سالها ...

آغلامازدیم زامان آغلاتدی منیدوز یولوندان آزان آغلاتدی منیگؤر...

من سهمی از دنیا نخواسته بودم، قبل از تو. برای خودم راه می رف...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط