. خیلي تعجب کردم از اینکه یکدفعه در جایگاه اول قرار گرفتم
. خیلي تعجب کردم از اینکه یکدفعه در جایگاه اول قرار گرفتم. من واقعاً برای اولین بار خوشحالم .. اما خیليیخوشحال بودم که برای دیدن آرمیا به اونجا رفتم زمان داره به سرعت میگذره ولي من هنوز هم همونم. احساساتم از وقتي دبیو کردم ، شاید حالا یکم بعدش .. فکر نکنم از اون موقع خیلی تغییر کرده باشه هي من گریه نمیکنم. فقط وقتی خمیازه میکشم اشک از چشمام سرازیر میشه .. بخاطر همین امروز خیلی گریه کردم چون همیشه خمیازه میکشیدم دوستای آیدول من این روزا خیلي میدرخشن. من بزرگترم ولی دوست ندارم به عنوان سونبه اونجا باشم. یه آیدول یه خواننده یه همچین چیزی خوبه
آرمی : امیدوارم بتونیم همدیگرو ببینیم و درمورد چیزای کوچیک باهم صحبت کنیم. اوه ببخشید من کره ایم خوب نیست
جونگکوک : نه اتفاقا خوبه. هروقت انگلیسي حرف میزنم آرمیای اینتر بهم میگن انگلیسیم خیلی خوبه وای واقعا دو صبحه ؟ این دیوونه کنندست. تا حالا انقدر منو خواب آلود منو دیدید ( خواب آلود ؟ما خوابیده تو حتی لخت رو تخت دراز بودنتم دیدیم جئون )
تهیونگی هیونگی قبل از انکو اومد تا منو تشویق کنه. وقتی پیش ضبط شروع شد برای آرمیا روی استیج رفتم. پشتم رو دیدم و دیدم تهیونگ هیونگیه .. ازم خواست این کریور رو بهش یاد بدم و و اون سریع یاد گرفت و وقتي رفتم رو استیج اونم اومد و شروع به رقصیدن کرد. ممنون تهیونگ هیونگ که اومدی و تشویقم کردی ممنونم تهیونگی هیونگ که اومدی
من اخیرا مینگیو رو دیدم. اون زمان در مورد چالش صحبت کردیم .. باهم چلنج سون رو انجام بدیم ؟
با مینگیو چلنج سون رو انجام میدم و بهش گفتم مینگیو بیا باهم چلنج انجام بدیم
الان دیگه باید برم. فکر کنم این اولین باری بود که انقدر منو خسته دیدید
باید بخوابم وگرنه حالم بد میشه. دو دقیقه دیگه مونده تا تایم لباسشویی تموم بشه. بهتره زودتر کاراشو انجام بدم و بخوابم خیلی خستم بای بای
آرمی : امیدوارم بتونیم همدیگرو ببینیم و درمورد چیزای کوچیک باهم صحبت کنیم. اوه ببخشید من کره ایم خوب نیست
جونگکوک : نه اتفاقا خوبه. هروقت انگلیسي حرف میزنم آرمیای اینتر بهم میگن انگلیسیم خیلی خوبه وای واقعا دو صبحه ؟ این دیوونه کنندست. تا حالا انقدر منو خواب آلود منو دیدید ( خواب آلود ؟ما خوابیده تو حتی لخت رو تخت دراز بودنتم دیدیم جئون )
تهیونگی هیونگی قبل از انکو اومد تا منو تشویق کنه. وقتی پیش ضبط شروع شد برای آرمیا روی استیج رفتم. پشتم رو دیدم و دیدم تهیونگ هیونگیه .. ازم خواست این کریور رو بهش یاد بدم و و اون سریع یاد گرفت و وقتي رفتم رو استیج اونم اومد و شروع به رقصیدن کرد. ممنون تهیونگ هیونگ که اومدی و تشویقم کردی ممنونم تهیونگی هیونگ که اومدی
من اخیرا مینگیو رو دیدم. اون زمان در مورد چالش صحبت کردیم .. باهم چلنج سون رو انجام بدیم ؟
با مینگیو چلنج سون رو انجام میدم و بهش گفتم مینگیو بیا باهم چلنج انجام بدیم
الان دیگه باید برم. فکر کنم این اولین باری بود که انقدر منو خسته دیدید
باید بخوابم وگرنه حالم بد میشه. دو دقیقه دیگه مونده تا تایم لباسشویی تموم بشه. بهتره زودتر کاراشو انجام بدم و بخوابم خیلی خستم بای بای
- ۲.۵k
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط