{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رازی است در آن چشم سیاهت، بنمایش

رازی است در آن چشم سیاهت، بنمایش
شعــــری نسروده‌ست نگاهت، بســرایش

آغوش تو ای دوست! در باغ بهشت است
یک‌شب بدر آی از خود و بر من بگشایش
دیدگاه ها (۲۲)

مےگویند روزے را صبحِ زود 🌺 🍃 تقسیم مےڪنند ...

دڸ بہ غیر از مڹ ســـپرد وسرد شدخستہ و بی اعتــــنا شد … درد ...

دست بردار پطروس!!!بگذار دنیا را آب ببرد....در دنیایی که اقیا...

زبان معمار است و حرف‌‌ خشت خـام ،مــبــادا کج بچینیدیـوار سـ...

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

عزیزتر از جانم:🫀🫂در امتداد نگاهت عشقی ابدیدر تمام جانم‌ می ر...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

سالها پیش دلم عقده دیدار تو داشتعقده وصلت واندیشه رخسار تو د...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

دوست به کین است و آسمان به کمینم خستـه دل از دست آسمان و زمی...

ای نگاهت غزل منطق و عرفان با هم!در تو گِردآمده آرامش و طغیان...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

مرا تنگ در آغوش بگیرتا ترس نبودنت میان دستانم بمیردتا اوج بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط