{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مطمئن هستم که خدا هم گاهی دست های تو را میگیرد، در کنج تر

مطمئن هستم که خدا هم گاهی دست های تو را میگیرد، در کنج ترین گوشه کافه دو صندلی میگذارد و خیره میشود به انحنای انگشت های ظریف تو که سیگار خالی میکنی در زیر سیگاری!
من هم حضور دارم
کمی تار کمی سوخته
زیر فیلتر های ماتیک مال شده و تماشا میکنم که خدا از دود سیگار تو کام میگرد!
هوا مه آلود میشود
دستور داده است به فرشتگانش که صحنه برای حضور تو عاشقانه باشد!
ملکوت سکوت میکند!
تو دست نوشته جدیدت را میخوانی که میخواستی ولی نتوانستی که مرا از آن حذف کنی...
من تمام الف های قد راست کرده متن های تو عم وقتی که "عاشق" بودن را به خدا ابراز میکنی!
خدا هر کسی است که با تو گوشه کافه نشسته باشد ..
دیدگاه ها (۵)

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

سناریو تهیونگ

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.(فلش‌بک __پنج سال...

«وقتی به همکلاسیت حسودی کرد»پارت۴ (آخر) ★ولش کن سونگمین... ☆...

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱²⁷/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط