{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات و شونو پارت

ا~ت و شونو پارت ۴۰
_خب خب دیگر بهتر است که به فکر جنگ خودمان باشیم
_غلام نمیگذارم که دستت به ا~ت بخورد.
_تو اول به فکر خودت باش شاید اتفاقاتی برایت بی افتد.
_غلام..............لطفا از تو خواهش میکنم بزار انها بروند.
_عزیزم..... دوست ندارم تو را ناراحت کنم ولی.....اگر انها از بین نروند هیچ وقت قلبت برای من نمیشد.
غلام ارام ارام به سمت ا~ت نزدیک میشود و ا~ت سرش را پایین می اندازد و میلرزد.شوتو با اتش خود دیواری بین ا~ت و غلام درست میکند.
(وی در حال پاره شدن بخاطر اسم غلام)
شوتو با سرعت به سمت ا~ت میرود.او را در بغل میگرد. اروم در گوشش چیزی را زمزمه میکند. ا~ت سرش را بالا می اورد و اشک هایش مانند دانه های برف میریزند.
_به ا~ت من دست نزننننننننن.
غلام دست راستش را به طرف شوتو نشان میدهد ، یخ ها شبیه به کو های کوچک اما نوک تیز به سمت شوتو و ا~ت میرود. شوتو ا~ت را در اغوش میگیرد و به طرف دیگری میدود.ا~ت که هنوز اشک هایش میریخت گریه کردن را تمام کرد و
_باشه ، انجامش بده.
_چشم
شوتو ا~ت را در جایی میگذارد که درخت کمتری دارد و شوتو کمی از ا~ت دور میشود.
_غلام این جنگ بین من و توست هر کس برنده شود قلب ا~ت برا او میشود.
دیدگاه ها (۰)

ا~ت و شونو پارت ۴۱ایزاوا و اندوار که با ال فور وان طرف بودند...

ا~ت و شوتو پارت اخرشوتو ا~ت را هل داد و دورش را اتیش زد اما ...

ا~ت و شوتو پارت ۳۹_هاهاهاهاهاها ............فرار!؟ چگونه میخ...

ا~ت و شوتو پارت ۳۸چندین ساعت بعد..... _ میگویم چرا برای نجات...

ا~ت و شوتو پارت ۳۷_بروید.شوتو ا~ت را روی شانه اش میگذارد. _پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط