عشق پنهانپارت پنج
عشق پنهان❤️🔥(پارت پنج)
//ویو جونگ کوک//
هانا که برام پتو اورد خیلی کیوت شده بود و منم محوم تو بغلم گرفتمش و باهم خوابیدیم🙂
//راوی//
هانا و جونگ کوک توی بغل هم خوابیدن... بعد از دوساعت صدای در اومد........
//ویو جونگ کوک//
رفتم پشت در و گفتم
_کیه
÷منم جونگ کوک
_تهیونگ تویی بیا تو☺️
_وایساااا یه دیقه نیااا😯
÷چرا؟
تهیونگ نمیدونست که جونگ کوک دوست دختر داره و جونگ کوک هم بهش نگفته بود
_اممم لباس زیر پوشیدم وایسا یه شلوارک بپوشم
÷باشه🤷♂️
_هانا،هانا بیدار شو تهیونگ اومده
چی من کجا برم😵💫
_برو تو اتاق من🙂↕️
باش
هانا سریع رفت وای اون توی هر شرایطی کیوته😆
رفتم دم در
_تهیونگ بیا تو
÷چطوری😀
_خوب چرا تنها اومدی؟
÷میخواستی با کی بیام😐
_معمولا با جیمین میومدی
÷اون رفت پیش شوگا گفت اگر وقت شد میام
_اها😁
کلی با تهیونگ حرف زدیم و ساعت هشت شد
÷بزار یه زنگ به جیمین بزنم ببینم میاد یا نه
(علامت جیمین" علامت شوگا')
÷علو سلا جیمین چطوری؟
"سلام خوبم ممنون چیشده؟
÷میگم میای خونه جونگ کوک
"اره شوگا هم به زور راضی کردم میخواست بخوابه😅
÷خب خوبه بیاین😁
(هر دو قطع کردن)
_اممم من برم اتاقم گوشیم و بیارم
÷باش برو فقط زود بیای😄
_باشه هیونگ چته😅😅😅
(تو اتاق)
_(با صدای اروم)هانا،،هاناااا
بله جی کی چیشده؟
_جیمین و شوگا هم میخوان بیان😬
خب بیان 😐
_اونا تا دیر وقت میمونن و تو تنها میمونی نمیخوام تنها باشی🥺
اشکال نداره(بغلش کردی)🫂
_باشه🥹
(توی پذیرایی)
_اوردمش😁
تا اومدم بشینم در زدن
_اخجون اومدنن🥳🥳
÷خرگوش کوچولو😄(زیر لب گفت)
_سلاممممم(محکم دو تاشون رو بغل کرد)
"سلام اروم باش 😅😅
'سلام(خسته)
_هیونگ مگه تازه از خواب بیدار شدی؟😅
'جیمین اقا بیدارم کرد😑
"هی😅
_حالا بسه بیاین تو😂
.
.
.
.
.
.
ادامش رو فردا میزارم خسته شدم🥱😮💨
حمایت یادتون نره😘
یادم رفت علامت جونگ کوک چی بود برا همین این گزاشتم_
//ویو جونگ کوک//
هانا که برام پتو اورد خیلی کیوت شده بود و منم محوم تو بغلم گرفتمش و باهم خوابیدیم🙂
//راوی//
هانا و جونگ کوک توی بغل هم خوابیدن... بعد از دوساعت صدای در اومد........
//ویو جونگ کوک//
رفتم پشت در و گفتم
_کیه
÷منم جونگ کوک
_تهیونگ تویی بیا تو☺️
_وایساااا یه دیقه نیااا😯
÷چرا؟
تهیونگ نمیدونست که جونگ کوک دوست دختر داره و جونگ کوک هم بهش نگفته بود
_اممم لباس زیر پوشیدم وایسا یه شلوارک بپوشم
÷باشه🤷♂️
_هانا،هانا بیدار شو تهیونگ اومده
چی من کجا برم😵💫
_برو تو اتاق من🙂↕️
باش
هانا سریع رفت وای اون توی هر شرایطی کیوته😆
رفتم دم در
_تهیونگ بیا تو
÷چطوری😀
_خوب چرا تنها اومدی؟
÷میخواستی با کی بیام😐
_معمولا با جیمین میومدی
÷اون رفت پیش شوگا گفت اگر وقت شد میام
_اها😁
کلی با تهیونگ حرف زدیم و ساعت هشت شد
÷بزار یه زنگ به جیمین بزنم ببینم میاد یا نه
(علامت جیمین" علامت شوگا')
÷علو سلا جیمین چطوری؟
"سلام خوبم ممنون چیشده؟
÷میگم میای خونه جونگ کوک
"اره شوگا هم به زور راضی کردم میخواست بخوابه😅
÷خب خوبه بیاین😁
(هر دو قطع کردن)
_اممم من برم اتاقم گوشیم و بیارم
÷باش برو فقط زود بیای😄
_باشه هیونگ چته😅😅😅
(تو اتاق)
_(با صدای اروم)هانا،،هاناااا
بله جی کی چیشده؟
_جیمین و شوگا هم میخوان بیان😬
خب بیان 😐
_اونا تا دیر وقت میمونن و تو تنها میمونی نمیخوام تنها باشی🥺
اشکال نداره(بغلش کردی)🫂
_باشه🥹
(توی پذیرایی)
_اوردمش😁
تا اومدم بشینم در زدن
_اخجون اومدنن🥳🥳
÷خرگوش کوچولو😄(زیر لب گفت)
_سلاممممم(محکم دو تاشون رو بغل کرد)
"سلام اروم باش 😅😅
'سلام(خسته)
_هیونگ مگه تازه از خواب بیدار شدی؟😅
'جیمین اقا بیدارم کرد😑
"هی😅
_حالا بسه بیاین تو😂
.
.
.
.
.
.
ادامش رو فردا میزارم خسته شدم🥱😮💨
حمایت یادتون نره😘
یادم رفت علامت جونگ کوک چی بود برا همین این گزاشتم_
- ۲.۶k
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط