پارت بعد
پارت بعد:
.
کفشای اسکی رو پوشیدیم وقتی رفتیم بازی کردیم یونا بیحال بود به تهیونگ گفتم سریع اومد بغلش کرد و بردیمش بیمارستان تهیونگ عصبانی بود منم نگران منو محکم گرفت و برد بیرون از بیمارستان و سرم داد زد
تهیونگ:به چه حقی مراقبش نبودی بچم گناه داشت(داد)
منم دیگه صبرم تموم شدو مث خودش داد زدم : من مراقبش بودم اون فقط یه سرما خوردگی عادیه که اینطوری داد میزنی تو اصلا به من اهمیت نمیدی منم ادمم(داد نه عربده)
تهیونگ ویو
فهمیدم چیکار کردم گفتم:ببخشید بیبی معذرت میخوام نمیدونستم انقد ناراحت میشی جبران میکنم
.
و ا/ته هم بخشید و یوناهم خوب شد و به خوبی زندگی کردن❤️
پایان❤
امیدوارم خوشتون بیاد💙
#دوپارتی
.
کفشای اسکی رو پوشیدیم وقتی رفتیم بازی کردیم یونا بیحال بود به تهیونگ گفتم سریع اومد بغلش کرد و بردیمش بیمارستان تهیونگ عصبانی بود منم نگران منو محکم گرفت و برد بیرون از بیمارستان و سرم داد زد
تهیونگ:به چه حقی مراقبش نبودی بچم گناه داشت(داد)
منم دیگه صبرم تموم شدو مث خودش داد زدم : من مراقبش بودم اون فقط یه سرما خوردگی عادیه که اینطوری داد میزنی تو اصلا به من اهمیت نمیدی منم ادمم(داد نه عربده)
تهیونگ ویو
فهمیدم چیکار کردم گفتم:ببخشید بیبی معذرت میخوام نمیدونستم انقد ناراحت میشی جبران میکنم
.
و ا/ته هم بخشید و یوناهم خوب شد و به خوبی زندگی کردن❤️
پایان❤
امیدوارم خوشتون بیاد💙
#دوپارتی
- ۷.۶k
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط