برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود

برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود

دستهای خویش و دامان توام آمد به یاد

سهیل محمودی

#برگ #شاخه #سماجت #دامان #سهیل_محمودی
دیدگاه ها (۱)

کنار نرده‌های تراس، برگی افتاده بودزرد و غمگین.مثل نامه‌ای ک...

پنج شنبه آمد و دل نا آرام میشودیاد آنهایی که روزی شادیزندگی ...

این معجزه توست که پاییز قشنگ استهر شاخه ی با برگ گلاویز قشنگ...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول :إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْل...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹¹ویو لیلیتداشتم به کمک ...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

🌱🍒برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بوددستهـای خـویش و دامان ...

برگ زردی با سماجتشاخه را چسبیده بود..دست های خویش ودامان توا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط