چای داغی که دلم بود به دستت دادم

چای داغی که دلم بود به دستت دادم
آنقدر سرد شدم از دهنت افتادم

علیرضا آذر

#چای #داغ #سرد #دل #علیرضا_آذر
دیدگاه ها (۲)

به خیال میِ کوثر شکنی ساغر ما برو ای شیخ مقدس که به مقصد نرس...

برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بوددستهای خویش و دامان توام...

مرغ دل باز هوادار کمان ابروییستای کبوتر نگران باش که شاهین آ...

حافظ کجاست تا عوض شیر بشنودبوی شراب از دهن هفت ساله هاغلامرض...

ماه منی دور میزنی قلب منو لجبازی نکن خواهشا هیچ جا نرواخلاقم...

موسیقی

...آذرماه، چه زود آمدیی؟ با آن نفس‌های سردبا خودت خاطره‌ها ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط