نمیگویم،بمان
نمیگویم،بمان
میخواهم
از احساس خیس بارانی ام
استعفا دهم
دنیا که سر و ته ندارد
شاید،
زیر باران های شبانه
بروی،
من که می ایم،شاید
تمام خانه،عطر نفس هایت را
دم کرده باشد،
بنوشمت
وجای خالی بوسه ای
که هنگام خداحافظی جا مانده را،
پنهان کنم،
در بی قراری دست هایم،
دست هایی که ،
دیگر فراموش کرده اند،
احساس پاک عاشقانه شان را
میخواهم
از احساس خیس بارانی ام
استعفا دهم
دنیا که سر و ته ندارد
شاید،
زیر باران های شبانه
بروی،
من که می ایم،شاید
تمام خانه،عطر نفس هایت را
دم کرده باشد،
بنوشمت
وجای خالی بوسه ای
که هنگام خداحافظی جا مانده را،
پنهان کنم،
در بی قراری دست هایم،
دست هایی که ،
دیگر فراموش کرده اند،
احساس پاک عاشقانه شان را
- ۱.۰k
- ۲۳ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط