{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب وصل است و تب دلبری جانان است

شب وصل است و تبِ دلبری جانان است
ساغر وصل لبالب به لب مستان است
در نظر بازیشان اهل نظر حیران است
گوئیا مشعله از بامِ فلک ریزان است 
چشم جادوی سحر زین شب و تب گریان است
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

«یارب این بوی خوش از روضة جان می آید؟ 
یا نسیمی است کزان سوی جهان می آید؟»
«یارب این نور صفات از چه مکان می آید؟»
«عجب این قهقهه از حورِ جنان می آید!»
یارب این آبِ حیات از چه دلی جوشان است؟ 
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
 ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

«چه سَماع است که جان رقص کنان» می آید؟
«چه صفیر است که دل بال زنان می آید؟»
چه پیامی است؟ چرا موج گمان می آید؟
چه شکار است؟ چرا بانگ کمان می آید؟
چه فضائی است؟ چرا تیر قضا پران است؟ 
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع
دیدگاه ها (۲)

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع«چه سَماع است که جان رقص کنا...

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع وَه از آن آیتِ رازی که در آ...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان استمکن ای صبح طلوععصر فردا بدن...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان استمکن ای صبح طلوععصر فردا بدن...

🍃بــِســْم اللــّهِ الـرَّحـْمـَن الـرَّحـيم🍃🌸ای خدای شکوه و...

شب 🌑شب قبل با تمام وجود تصمیم گرفت رگ دستش را بزند .دنبال دل...

فرشته کوچولو(۲).....پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط