{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک فنجان یادت کافی ست

یک فنجان یادت کافی ست
تا باران بند نیاید...
تا صبح ،پشت پنجره بنشیند
و انگشتش را
جلوی دهانش بگیرد رو به گنجشک ها , که هیس !!
آرام بگیرید .
اینجا کسی توی فنجانش
ماه را
دارد هنوز ...


#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★⦄
دیدگاه ها (۰)

و من هر بار كه چشمانش را ديدم غزلى نو نوشتممنِ عاشق چه مى دا...

میدانی جان دلمخیلی ها میگویند....عشق شهریار حسابی ناب بودمیگ...

گفتم ای جان و جهان‏چشم و چراغِ دل من‏من همان عاشقِ دیرینه‌ی ...

در شعر شاعران همه گشتم که مصرعی در شان چشم‌های تو پیدا کنم، ...

فداکاری راز شکسته/broken secret sacrifice

ناپلئون گمشده(فصل اول)

part, 4🖤 «دخترِ خیابان بارونی – اسم‌هایی که برنمی‌گردن»شب س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط