{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم ای جان و جهان

گفتم ای جان و جهان
‏چشم و چراغِ دل من
‏من همان عاشقِ دیرینه‌ی جان‌ افشانم
‏به هوای تو جهان گردِ سرم می‌گردد
‏ورنه دور از تو همین سایه‌ی سرگردانم


#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۰)

یک فنجان یادت کافی ست تا باران بند نیاید...تا صبح ،پشت پنجره...

و من هر بار كه چشمانش را ديدم غزلى نو نوشتممنِ عاشق چه مى دا...

در شعر شاعران همه گشتم که مصرعی در شان چشم‌های تو پیدا کنم، ...

بیمار چشم اویم و آن سنگدل مرا درمان که بگذریم، دعا هم نمی‌کن...

✨ای جانِ جهان♥️تو را از جان می طلبم...🌱مولاے من،از سفر برگرد...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

از عشق تو بیزارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط