{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی صبح می‌دهی ،

بوی صبح می‌دهی ،
و گنجشک‌ها
در خنده‌هایت پرواز می‌کنند ..
حسودی‌ام می‌شود
به خیابان‌ها و درخت‌هایی ،
که هر صبح
بدرقه‌ات می‌کنند ...

حسودی‌ام می‌شود
به شعرها و ترانه‌هایی که می‌خوانی
خوشا به حال کلماتی ،
که در ذهن تو زیست می‌کنند !

دلم می‌خواهد
یک‌بار دیگر
شعر را
خیابان را
تمام شهر را ،
با کودک مهربان دست‌هایت
از اول ،
قدم بزنم ..
دیدگاه ها (۲)

روزگاری یک تبسم یک نگاهخوش تر از گرمای صد آغوش بود...

مادربزرگحواسش به شمعدانی ها بودگاه حتی همین که چرخی میزد کنا...

مارا چه ساده سکه ی یک پول می کنی ،این روزها که ناز تو را خوب...

گلهای پیراهنت باهمه ی زنهای دنیا فرق میکند!هیچگاه پژمرده ن...

ملامتم میکنی میدانم ولی انکه درد عشق و جنونش را تجربه کرده م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط