{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگ

مادربزرگ
حواسش به شمعدانی ها بود
گاه حتی همین که چرخی میزد کنارحوض نگاهشان می کردکافی بودبرای قدکشیدنشان
بعدها فهمیدم
عشق مراقبت میخواهد
چیزی مثلِ زمزمه ی اینکه
حواست به من باشد...🍀
دیدگاه ها (۹)

ای ما و صد چو ما ،ز پی تو خراب و مست ...ما بی تو خسته ایم ،ت...

شعری که دوست نَشنَوَدَش عاشقانه نیست!عمری گرفته ایم فقط وقت ...

روزگاری یک تبسم یک نگاهخوش تر از گرمای صد آغوش بود...

بوی صبح می‌دهی ،و گنجشک‌هادر خنده‌هایت پرواز می‌کنند ..حسودی...

*مادربزرگحواسش به شمعدانی ها بودگاه حتیهمین که چرخی میزد کنا...

مادربزرگحواسش به شمعدانیها‌‌ بودگاه حتی همینکه چرخی میزد کنا...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹⁰ موقع شام توی رستور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط