بدبوی
#بد_بوی
#پارت_۴۹
#کریستین
با لنا تو یه سینما قرار گذاشتیم و قرار شد فیلم ترسناک ببینیم چون لنا گفت از فیلم عاشقانه بدش میاد منم به نظرم احترام گزاشتم
ولی وقتی نشستیم فیلم ببینیم هنوز فیلم شروع نشده بود ری...ده بود به خودش بچم😂
_لنا جان خوبی عزیزم؟
هول شده گفت
_اره اره من اوکیم عالیم خوبم
خیس عرق شده بود و دستاش تو دستام یخ کرده بود و میلرزید و دندوناش به هم میخورد
_لنا سردته؟
_نه بسه وای پاشو بریم
_چیشد؟
_من راستش وحشت دارم از فیلم ترسناک برای اینکه جلوت آبروم نره گفتم ببینیم خواستم خفن به نظر بیام ولی خب گفتم فیلم عاشقانه ببینیم کار به جاهای باریک میکشه و ...
_باشه باشه لنا فهمیدم
اینو گفتم و پقی زدم زیر خنده
_اخه عزیزم میگفتی یه فیلم درام میدیدیم یا یه فیلم اکشنی چیزی عزیزم
_اوف ولش بیا بریم بیرون وحشت دارم من دیگه از سینما
_باشه عزیزم بیا بریم بچم
_وایی دوباره بهم گفتی بچممم
_اره بچمم
یه دفعه لنا خم میشه و لپامو میبوسه
و من مات و مبهوت بهش خیره میشم
_لنا
_کریس
_باید همین الان بریم خونه ما
_موافقم
تو چشمام زل میزنه تو چشماش زل میزنم و دستشو میگیرم و با سرعت از سینما میزنیم بیرون و به سوی خونه ما حرکت میکنیم گاز میدم و پام رو روی پدال گاز تا میتونم فشار میدم
لنا هم کنارم از خجالت سرخ شده ولی هیچکدوم اهمیتی نمیدیم
فقط مهم اینه زودتر برسیم خونه
شرط پارت بعد لایک ها بالای ۲۰ تا کامنت ها بالای ۱۰۰ تا
#پارت_۴۹
#کریستین
با لنا تو یه سینما قرار گذاشتیم و قرار شد فیلم ترسناک ببینیم چون لنا گفت از فیلم عاشقانه بدش میاد منم به نظرم احترام گزاشتم
ولی وقتی نشستیم فیلم ببینیم هنوز فیلم شروع نشده بود ری...ده بود به خودش بچم😂
_لنا جان خوبی عزیزم؟
هول شده گفت
_اره اره من اوکیم عالیم خوبم
خیس عرق شده بود و دستاش تو دستام یخ کرده بود و میلرزید و دندوناش به هم میخورد
_لنا سردته؟
_نه بسه وای پاشو بریم
_چیشد؟
_من راستش وحشت دارم از فیلم ترسناک برای اینکه جلوت آبروم نره گفتم ببینیم خواستم خفن به نظر بیام ولی خب گفتم فیلم عاشقانه ببینیم کار به جاهای باریک میکشه و ...
_باشه باشه لنا فهمیدم
اینو گفتم و پقی زدم زیر خنده
_اخه عزیزم میگفتی یه فیلم درام میدیدیم یا یه فیلم اکشنی چیزی عزیزم
_اوف ولش بیا بریم بیرون وحشت دارم من دیگه از سینما
_باشه عزیزم بیا بریم بچم
_وایی دوباره بهم گفتی بچممم
_اره بچمم
یه دفعه لنا خم میشه و لپامو میبوسه
و من مات و مبهوت بهش خیره میشم
_لنا
_کریس
_باید همین الان بریم خونه ما
_موافقم
تو چشمام زل میزنه تو چشماش زل میزنم و دستشو میگیرم و با سرعت از سینما میزنیم بیرون و به سوی خونه ما حرکت میکنیم گاز میدم و پام رو روی پدال گاز تا میتونم فشار میدم
لنا هم کنارم از خجالت سرخ شده ولی هیچکدوم اهمیتی نمیدیم
فقط مهم اینه زودتر برسیم خونه
شرط پارت بعد لایک ها بالای ۲۰ تا کامنت ها بالای ۱۰۰ تا
- ۳.۳k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط