اشتباه من
#اشتباه من
-ولش کنین بره
دختره:چی
-گفتم ولش کنید
دختره:آخه
-اخه نداره
و دختره که ات زده بود
اون رو ول کرد
ات خواست بلند شه اما از درد زیر دلش
نمیتونست ولنگان لنگان شروع به راه رفتن کرد
وقتی به کلاس رسید با ترس کنار تهیونگ نشست
استاد اومده بود درس رو داد تمام
همه رفتن خونه
ویو خونه
+سلام به همگی
م ات:مدرسه چطور بود
+مثل همیشه افتضاح (زیر لب)
عالی
م ات :دخترم غذا می خوری
+نه مامان
(ات توی کل عمرش یک دوست و دوست پسر داشت
اسم دوستش یونا هست )
ویو ات
توی حال خودم بودم
که یونا زنگ زد گفت بیا بریم بیرون
منم قبول کردم
گفت لباس مجلسیتو بپوش
منم گفتم باشه.
پرش زمان به رفتن توی ماشین
لباسم خیلی باز بود یه جوری شدم
رسیدیم بار
ولی من اهلش (نمیدونم درست نوشتم یا نه)
خمارییییی
-ولش کنین بره
دختره:چی
-گفتم ولش کنید
دختره:آخه
-اخه نداره
و دختره که ات زده بود
اون رو ول کرد
ات خواست بلند شه اما از درد زیر دلش
نمیتونست ولنگان لنگان شروع به راه رفتن کرد
وقتی به کلاس رسید با ترس کنار تهیونگ نشست
استاد اومده بود درس رو داد تمام
همه رفتن خونه
ویو خونه
+سلام به همگی
م ات:مدرسه چطور بود
+مثل همیشه افتضاح (زیر لب)
عالی
م ات :دخترم غذا می خوری
+نه مامان
(ات توی کل عمرش یک دوست و دوست پسر داشت
اسم دوستش یونا هست )
ویو ات
توی حال خودم بودم
که یونا زنگ زد گفت بیا بریم بیرون
منم قبول کردم
گفت لباس مجلسیتو بپوش
منم گفتم باشه.
پرش زمان به رفتن توی ماشین
لباسم خیلی باز بود یه جوری شدم
رسیدیم بار
ولی من اهلش (نمیدونم درست نوشتم یا نه)
خمارییییی
- ۴.۶k
- ۱۹ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط