{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان جدیدpart 2

رمان جدیدpart 2

بعد از اینکه پرداخت کرد رفتن و من خیلی شوکه شدم
ویو ۷ تا مرد=
واییی چقدر زیبا بود این دختره. حسابی دلمو برد.
فردا که روز عروسی مادرش بود ات زنگ زد به مامانش و رفتن تا همدیگر رو ببینند وقتی رفتن مادرش گفت که بعد عرسی میریم خونه شوهرم و ۷ تا داداشت رو میبینیم ات که از بچهگی خیلی دوست داشت داداش داشته باشه خوشحال شد و گفت حتما فردا شد و روز عروسی بود وقتی عروسی تموم شد ات رفت خونه و دید..................
دیدگاه ها (۳)

شروع رمان part 1سلام من ات هستم من از یک خانواده های ثروتمند...

تهکوک🌌🎀 بچه ها ببخشید من اکانت قبلیم پاک شده و مجبور شدم یکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط