درخواستی

#درخواستی
#تکپارتی_چانمین
وقتی سونگمین بچست و دلش🙄میخواد.......

چان روی مبل نشسته بود و سرش توی گوشیش بود سونگمین از توی اتاق اومد بیرون و رفت بدون مقدمه روی پای چان نشست و سرشو فرو کرد توی گردن چان
چان تک خنده ای کرد و با تعجب گفت:
_هی هی کوچولو این کار من بود هاا
سونگمین همینطور که مشغول خیس بوسیدن گردن چان بود سعی میکرد کلماتشو کنار هم بچینه تا بتونه منظورشو به چان بفهمونه
+ولی....الان.....این.....کار....منه
_تو چت شده؟
سونگمین با صدا از چان جدا شد و دستاشو گذاشت دوطرف چان و خیلی جدی لب زد:
+من یه تصمیم گرفتم
_چه تصمیمی؟(با لحنی مهربون)
+بیا بریم توی اتاق و روی اون تخت باهام بخواب
_(خنده)خب اگر خوابت میاد میتونیم بریم بخوابیم
(سونگمین دستشو گذاشت روی پیشونیش و با افسوس زیاد به چان خیره شده)
_خب چیه؟ تو گفتی بریم بخوابیم منم قبول کردم دیگه چی میخوای بگم؟ +منظور من (سرشو برد دم گوش چان و یچیزیو زمزمه کرد)
_چیییییی(با تعجب)
+(مشت آرومی زد به سینه چان) بلند شو بریم دیگهه
_اصن امکارن نداره...حتی فکرشم نکن
+چرا؟
_چون تو هنوز بچه ای
+بچه خودتی
_مگه من تا همین دیروز پیرمرد نبودم؟
(سونگمین با فکری که به سرش زد سعی کرد با یک حرکت کاری کنه که چان خودش پیش قدم شه)
+چان!
_جانم
+میخوام یچیزیو بهت بگم
_هرچی که میخوای بگی، بگو فقط درباره ی موضوع🙄 حرف نزن باشه؟
+اون نیست فقط یکم به همون ربط داره
_خب......
+راستش دیروز که رفتم بیرون یه دختره بهم درخواست داد که بریم هتل و از اون کارا کنیم و منم هرچی که بهش گفتم دوست پسر دارم باور نکرد و الان هم میخواد که فردا همو ببینیم
_تو که دیروز نرفتی بیرون
(سونگمین بخاطر گندی که زد توی دلش به احمقی خودش و دقت زیاد چان لعنتی فرستاد)
+اههه بلند شو بریم دیگه
_گفتم نه حالا هم سعی نکن منو گول بزنی
+اینطوریه؟
_اره
سونگمین از روی پای چان بلند شد و با حالت قهر مانندی رفت توی اتاق و چون میدونست که چان برای ناز کشیدن پشت سرش میاد سریع تر رفت داخل اتاق و شروع کرد به در اوردن لباساش
_سونگمین دیگه قهر نکن
چان از روی مبل بلند شد و رفت سمت اتاق و درو باز کرد و با بدن لخت سونگمین روبه رو شد و سونگمین هم برای اینکه همه چیو طبیعی جلوه بده سریع با دستاش بدنشو پوشوند و گفت: +یااا مگه در زدن بلد نیستی؟
_ب...ببخشید
+نمیخوای بری بیرون؟
_فکر نکنم بخوام برم بیرون
+چی؟
_میخوام که نیاز هردومون رو برطرف کنم
+تو که مخالف بودی
_اره ولی الان کاملاً موافقم
+چون خودت بهم نیازی داری موافقی(چشم غره)
_اگه نمیخوای میتونم انجامش ندم
+نه نه وایسا
_باهام کاری داری؟
+ببخشید ببخشید بیا انجامش بدیم باشه؟(بازیگوش)
_اوممم باشه(پوزخند)
سونگمین لبخند کیوتی زد و رفت سمت چان و لباش رو بوسید......
دیدگاه ها (۶۱)

#درخواستی#دوپارتیوقتی با دوستای پسرت رفتی بیرون و دیر برگشتی...

#درخواستی#دوپارتیوقتی با دوستای پسرت میری بیرون و دیر برگشتی...

#درخواستی_چانمین#تکپارتیوقتی سونگمین تا دیر وقت کار میکنه......

#درخواستی #دوپارتی★Hyunlix★《2》_چشم غره برای من نیار×دلم میخو...

#درخواستی #دو_پارتیوقتی دلش برات تنگ شده بود...... The Last ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط