سکوت پیست
سکوت پیست
Part:⁷
با سرعت داشتم میروند که چشمم به آینه بغل ماشین افتاد
اون ماشین مشکیه که نفر اول بود و ازش سبقت گرفتم و جاشو گرفتم داشتم دقیقا پشت سرم میومد لعنتی
میتونستم به وضوح اخمشو ببینم معلوم بود خیلی حرصی شده
یجورایی حس میکنم این مرد،جئون جونگ کوکه ولی مطمئن نیستم
بازم ی پیچ تند دیگه
اما این رو هم به خوبی پشت سر گذاشتم
اگه همین راه رو مستیقم میرقتم به خط پایان میرسیدم
اما هیچ چیز اون طوری که میخواستم پیش نرفت
نفهمیدم چی شد که اون ماشین مشکیه رو کنارم دیدم
لعنت بهش کارمو سخت تر کرد(حرصی)
اما یهو ی فکر عالی ب ذهنم رسید
هه کور خوندی تو نمیتونی منو شکست بدی مردک
شیشه رو پایین دادم،پوزخندی بهش زدم که با بهت نگام کرد
ناگهان پامو از روی گاز برداشتم
همه تعجب کرده بودن که چرا توی این موقعیت حساس سرعتمو کم کردم
اما هیچ کس از ذهنم خبر نداشت(پوزخند شیطانی😐😂)
مرده حواسش پرت کار من شده بود و اصلا تمرکزی روی رانندگیش نداشت
منم از فرصت استفاده کردمو فرمونو سمت چپ یعنی مخالف جایی که بودم چرخوندم وپامو روی گاز گذاشتم
اون از سمت راست منو زیر نظر داشت اما یهویی وقتی دید از سمت چپش باد تندی وزید بدجور جا خورد
از ته دلم خندیدم بهش و پامو تا ته روی گاز گذاشتم و با خنده از خط پایان رد شدم
توقع داشتم کل پیست الان در حال جیغ و هورا کشیدن باشن اما پیست توی سکوت عجیبی فرورفته بود
انگاری همه بدجور تعجب کرده بودن!
ماشینو بغل پارک کردمو ازش پیاده شدم
پاهام بدجور میلرزید اما خودمو نگه داشته بودم
وقتی مرده هم از ماشینش پیدا شد داور سمتش دوید
انگار داشتن راجب من حرف میزدن
با شنیدن صدای داور که اون مرده رو با اسم آقای جئون صدا زد مطمئن شدم که این مرد،جئون جونگ کوکه
از حق نگذریم خیلی جذابه.
Part:⁷
با سرعت داشتم میروند که چشمم به آینه بغل ماشین افتاد
اون ماشین مشکیه که نفر اول بود و ازش سبقت گرفتم و جاشو گرفتم داشتم دقیقا پشت سرم میومد لعنتی
میتونستم به وضوح اخمشو ببینم معلوم بود خیلی حرصی شده
یجورایی حس میکنم این مرد،جئون جونگ کوکه ولی مطمئن نیستم
بازم ی پیچ تند دیگه
اما این رو هم به خوبی پشت سر گذاشتم
اگه همین راه رو مستیقم میرقتم به خط پایان میرسیدم
اما هیچ چیز اون طوری که میخواستم پیش نرفت
نفهمیدم چی شد که اون ماشین مشکیه رو کنارم دیدم
لعنت بهش کارمو سخت تر کرد(حرصی)
اما یهو ی فکر عالی ب ذهنم رسید
هه کور خوندی تو نمیتونی منو شکست بدی مردک
شیشه رو پایین دادم،پوزخندی بهش زدم که با بهت نگام کرد
ناگهان پامو از روی گاز برداشتم
همه تعجب کرده بودن که چرا توی این موقعیت حساس سرعتمو کم کردم
اما هیچ کس از ذهنم خبر نداشت(پوزخند شیطانی😐😂)
مرده حواسش پرت کار من شده بود و اصلا تمرکزی روی رانندگیش نداشت
منم از فرصت استفاده کردمو فرمونو سمت چپ یعنی مخالف جایی که بودم چرخوندم وپامو روی گاز گذاشتم
اون از سمت راست منو زیر نظر داشت اما یهویی وقتی دید از سمت چپش باد تندی وزید بدجور جا خورد
از ته دلم خندیدم بهش و پامو تا ته روی گاز گذاشتم و با خنده از خط پایان رد شدم
توقع داشتم کل پیست الان در حال جیغ و هورا کشیدن باشن اما پیست توی سکوت عجیبی فرورفته بود
انگاری همه بدجور تعجب کرده بودن!
ماشینو بغل پارک کردمو ازش پیاده شدم
پاهام بدجور میلرزید اما خودمو نگه داشته بودم
وقتی مرده هم از ماشینش پیدا شد داور سمتش دوید
انگار داشتن راجب من حرف میزدن
با شنیدن صدای داور که اون مرده رو با اسم آقای جئون صدا زد مطمئن شدم که این مرد،جئون جونگ کوکه
از حق نگذریم خیلی جذابه.
- ۹۲
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط