{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت پیست

سکوت پیست

Part:⁹

(ویو مری)

صدای ماشین این یوپ توی سکوت شب گم شد.

به پنجره تکیه داده بودم و به درخت‌هایی که مثل سایه از کنارم رد می‌شدن نگاه می‌کردم، اما ذهنم جای دیگری بود.

هنوز اون نگاه رو حس می‌کردم.

نگاه جونگ کوک
نه پر از نفرت، نه تحقیر. چیزی بین کنجکاوی و... شاید احترام؟
نمی‌دونستم. ولی می‌دونستم که تا مدت‌ها از ذهنم پاک نمی‌شه.

این یوپ سکوت رو شکست و گفت

این یوپ:مری مری؟

+ها؟ بله، بله چی شده؟

این یوپ:کجایی؟
ی سوال دارم ازت

+هوم بپرس

این یوپ:اون پسر کیه که آخر مسابقه اینقدر بهت زل زده بود؟

دلم هری ریخت

+کدوم پسر؟

این یوپ:همون که شبیه قاتل بود. با اون نگاه سردش

نتونستم بهش دروغ بگم

+جئون جونگ کوک


ماشین یهو ترمز کرد.

این یوپ برگشت سمت من. صورتش سفید شده بود.
این یوپ:چی؟!
جئون جونگ کوک؟ اون رئیس مافیا؟ مری، تو با جونگ کوک مسابقه دادی؟

+آره... و برنده شدم.

این یوپ چند ثانیه خیره موند. بعد دوباره گاز داد.

این یوپ:از این به بعد باهاش کاری نداشته باش، مری. آدم خطرناکیه

چیزی نگفتم. اما توی دلم می‌دونستم که این فقط شروع بود.
دیدگاه ها (۰)

سکوت پیست Part:¹⁰(ویو جونگ کوک)با صدای نوتیف گوشیم به خودم ا...

سکوت پیستPart:¹¹بعد از تماس جنی رفتم که صبحونه بخورمبعد از ا...

سکوت پیستPart:⁸انگار حرفاشون تموم شده بود که داور سمتم اومد ...

سکوت پیست Part:⁷با سرعت داشتم میروند که چشمم به آینه بغل ماش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط