{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با نگاهت می شود یک آسمان را آب داد

با نگاهت می شود یک آسمان را آب داد
بوسه بر لب های نرم و روشن مهتاب داد
با تو حتی می شود در اوج غم ها خنده کرد
چشم ها را از خدایی های تو آکنده کرد
با تو پرواز از قفس های طلایی سخت نیست
هیچکس با بودن آرامشت، بدبخت نیست
با تو دریایی شدن کار عجییبی نیست، هست؟
می شود بر مهربانی های نابت چشم بست؟
دوست دارم سینه ام را خوب آرایش کنم
لایق زیباترین احساس آرامش کنم
دوست دارم تا نفس دارم به قربانت شوم
گه گاهی سرزده، در خانه مهمانت شوم
دوست دارم چایی سبز شمالی دم کنم
می شود یک روز این دیوانه را آدم کنم؟
سال ها از دور، چشمت را تماشا کرده ام
صبح ها رو به خودت، این چشم را وا کرده ام
گرچه آمار گناهم رو به سمت "خیلی" است
توبه مجنون برای هر که غیر از لیلی است
تو خودت گفتی بیایم تا که آرامم کنی
وحشی ام، باید خودت با خوبی ات رامم کنی
من نمی دانم چرا هربار غرقت می شوم
من دچار شدت ولتاژ برقت می شوم
بی تو من آرام خواهم مرد، بی سر، بی صدا
راستی آن شب خودت بودی که میگفتی بیا؟؟؟؟؟
من صدایت می زنم، زیبا جوابم می دهی
کودکم، ممنون که این که با من خاله بازی می کنی
هر چه من لج می کنم، یک جور راضی می کنی
هر چه من بد می شوم با من مدارا می کنی
من کمم، اما خودت داری زیادی می شوی
جبرها را کشته ام، داری ارادی می شوی
من تو را دارم در این بیراهه پیدا می کنم
من قفس ها را فقط با چشم تو وا می کنم
من فقط اینبار می خواهم که شبپاشی کنم
چشمهایت را کمی با عشق، نقاشی کنم
دیدگاه ها (۲)

پرنده بر شانه های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد ...

قطره دلش دریا می خواست. خیلی وقت بود که به خدا گفته بود. هر ...

ترانه ای روی زمین افتاده بود. قناری کوچکی آن را برداشت و در ...

گفت: چی؟گفتم: تله پاتیگفت: این دیگه چیه؟گفتم: اینکه آدما با ...

بگذار در نگاهِ تو باران شوم به #شوقدردت بغل گرفته پریشان شوم...

تو را ...براى ...تمامِ روزهاى خوبى كه هنوز نيامده است مى خوا...

لحظه‌به‌لحظه دلتنگت می‌شومانگار هر ثانیه‌ای که می‌گذرد بیشتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط