Help me
پارت ۶
صبح
از زبان جونگ می: بلند شدم و رفتم پایین که طبق معمول قهوه ببرم برای رئیس ها
جونگ می: سلام اجوما صبح بخیر
اجوما: سلام عزیزم
جونگ می: قهوه ها رو بدید من ببرم
اجوما: هیچکدوم از رئیس ها نیستن
جونگ می: اوف بهتر
اجوما: فعلا برو استراحت کن
جونگ می: باشه ممنون اجوما
یک ساعت بعد
از زبان جونگ می: داشتم از پله ها میاومدم پایین که دیدم جیمین با همون دختره که اونشب باهاش بود داره میاد و در ورودی و باز کردن و وارد شدن
جیمین (با صدای بلند ): خوب گوش بدید ایشون همسر آینده من نایلا هست ایشون از این به بعد پیش ما زندگی میکنن و باید هر چی گفتن و اجرا کنید فهمیدید؟
خدمتکارا: بله
از زبان جونگ می: واقعا نایلا خوشگل تر از من بود چه توقعی داشتم رئیسم با من ازدواج کنه
راوی: جونگ می رفت داخل حیاط و رفت پیش سگه و با اون حرف زد
جونگ می: دیدی ؟ چی فکر میکردم چی شد ، آخه چرا من از هیچی شانس نیاوردم نه از خانواده نه از فامیل نه از خدمتکار یکی دیگه بودن نه از عشق
سگ: هاپ هاپ
راوی: نایلا داشت میاومد سمت جونگ می که سگ بلند شد و اومد جلوی جونگ می و شروع کرد به پارس کردن
نایلا: اروم باش من دوستتم میشه انقدر پارس نکنی نترس بهت آسیبی نمیزنم
ادامه دارد...
صبح
از زبان جونگ می: بلند شدم و رفتم پایین که طبق معمول قهوه ببرم برای رئیس ها
جونگ می: سلام اجوما صبح بخیر
اجوما: سلام عزیزم
جونگ می: قهوه ها رو بدید من ببرم
اجوما: هیچکدوم از رئیس ها نیستن
جونگ می: اوف بهتر
اجوما: فعلا برو استراحت کن
جونگ می: باشه ممنون اجوما
یک ساعت بعد
از زبان جونگ می: داشتم از پله ها میاومدم پایین که دیدم جیمین با همون دختره که اونشب باهاش بود داره میاد و در ورودی و باز کردن و وارد شدن
جیمین (با صدای بلند ): خوب گوش بدید ایشون همسر آینده من نایلا هست ایشون از این به بعد پیش ما زندگی میکنن و باید هر چی گفتن و اجرا کنید فهمیدید؟
خدمتکارا: بله
از زبان جونگ می: واقعا نایلا خوشگل تر از من بود چه توقعی داشتم رئیسم با من ازدواج کنه
راوی: جونگ می رفت داخل حیاط و رفت پیش سگه و با اون حرف زد
جونگ می: دیدی ؟ چی فکر میکردم چی شد ، آخه چرا من از هیچی شانس نیاوردم نه از خانواده نه از فامیل نه از خدمتکار یکی دیگه بودن نه از عشق
سگ: هاپ هاپ
راوی: نایلا داشت میاومد سمت جونگ می که سگ بلند شد و اومد جلوی جونگ می و شروع کرد به پارس کردن
نایلا: اروم باش من دوستتم میشه انقدر پارس نکنی نترس بهت آسیبی نمیزنم
ادامه دارد...
- ۵۸۲
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط