{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Help me

پارت ۵

راوی: جونگ می می‌خواست غذا سگ و بده و سگ داخل حیاط خیلی وحشی بود و به همه آسیب میزد و جونگ می هم میترسید
از زبان جونگ می: بزور غذا رو گرفت و رفتم و ترسیده بودم خیلی و یه کوچولو بهش نزدیک شدم ولی در حالت عجیب به من کاری نداشت و اروم نشست تا بعدش غذا بدم و با من خیلی اروم ومهربون بود
از زبان جونگ کوک: پنجره رو باز کردم تا یکم هوا بخورم که جونگ می و دیدم که با ترس داره می‌ره سمت سگ ولی سگ
اصلا وحشی نشد و خیلی آروم بود عجیب بود که اینجوری

چند دقیقه بعد
راوی: جونگ می غذا سگ و داد و دستاشو و شست و رفت دم در اتاق جونگ کوک و در و زد و رفت داخل
جونگ می: رئیس کارای که گفتید و انجام دادم
جونگ کوک: باشه میتونی بری ولی از شام خبری نیست ، نمیتونی شام بخوری
جونگ می: آخه من از صبح هیچی نخوردم نه صبحونه نه ناهار داشتم کار ها رو انجام میدادم
جونگ کوک: به من چه وقتی میگم از شام خبری نیست یعنی از شام خبری نیست حالا هم گمشو بیرون وقت با ارزشمو هدر نده
راوی: جونگ می از اتاق اومد بیرون و رفت داخل اتاق خودش و دراز کشید رو تخت
جونگ می با خودش: آخه جونگ می تو چقدر بد بختی یه روز کامل هیچی نخوردی کار هم کردی باید توهین های بقیه هم بشنوی
راوی: بعدم جونگ می خوابید

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

Help me

Help me

Help me

Help me

Forced love

Forced love

کوک شوهر کینه ای Part28

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط