زندگی احساسی من

زندگی احساسی من

p6فصل دوم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بکی: سلام تسوکی جان من بکی هستم کسی که تورا دوست دارد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برش به 2ساعت پیش
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بکی: ام انیا تو هم بیا و از اون لحظه زیبا فیلم برداری کن اما جایی باش که تسوکی نبینت

انیا: هعی خدا باشه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

انیا ازاون گوشه زیر لبی گفت

انیا: خدایا منو خلاص کن از دست اینننننن


تسوکی: ام چیزه ببخشید منظورت چیه

بکی: بابا مگه گاوی میگم دوست دارم

تسوکی: اها خب منم دوست دارم دوست خوب
خوبم ارع

بکی: واقعاااا میدونستم تو هم عاشقمیییی مطمئنم کاپل خوبی میشیممممم

تسوکی:چی کاپل اها شوخی خوبیه خب بقیه کجان

بکی: بقیه کین؟

تسوکی: ام انیا دامیان دیگه

بکی: ها اونا نه بابا دروغ گفتیم ببین قرار بود فقط منو تو تنها باشیم اینا همه برنامه ریزی بود ک من اعتراف کنم

انیا: چیمیگیییییی

تسوکی: اعتراف چی

بکی: کری یا خودتو به کر بودن میزنی همین الان گفتم دوست دارم

تسوکی: نه یعنی تو عاشقمی؟!

بکی: یا خدا این تازه فهمیده چقدر گاوی تو

تسوکی: حالا چرا فوش میدی

بگی: ببخشید عزیز دلم

تسوکی: اخخخخ ام چیزه من اها ننم فوت کرده باید بدم یعنی برم خدافظ

بکی: اوا خدا رحمتش کنه خب باشه بعدا میبینمت شوهر جون

تسوکی: شوهر کیلو چنده چیمیگه



«پایان پارت ششم فصل دوم»
دیدگاه ها (۴)

من دیگه دارم رد میدمممممم✅ چا اون وو عضو ASTRO تصمیم دشواری ...

دلنوشته های اطرافیان مونبین بر سر مکان یادبودش💔یادداشت سوآ (...

زندگی احساسی منp5فصل دومــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

اقا یعنی چی یعنی انقدر پست احمق شدین ک ادمارو میکشین ادم انق...

قلب تو خالی پارت ۱ فیک نویسی سلام بچه ها من فیک نویس انیمه ی...

اهم اهم سلام 👋خوبید؟ ^__^چیزه خب خداروشکر اینترنتم که برا خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط