عشق دختر باز من

عشق دختر باز من
پارت 34

ات: خوشوقتم
لینو؛: همچنین.
داشتم با اینو شروع میکردم که زنگ در خورد.

کوک: من باز میکنم.
کوک رفت درو باز کرد دید عمه هستش یعنی مامان کوک.
م. کوک: سلام پسرم خوبی اومدم بهت سر بزنم بچه ها کجا ان.
(خب بچه ها مامان کوک بعد از قضیه ات یه خونه دیگ اجاره کرده و هفته ای دو بار هم میاد دیدن کوک و کوک هم که مادرش رو مقصر مرگ ات میدونست ازش متنفر شده بود)
کوک: تو اینجا چیکار می کنی.

بچه ها؛:کوک کیه جلو در.
م. کوک: منم مامان کوک.
و میره داخل بچه ها پاشدن سلام بدن که ات هم اولش نشناخت ولی وقتی دید کسیه بزرگش کرده لیوانی که داخل دستش بود افتاد، همه توجهشون رو به ات شده که عمه با دیدن ات شروع کرد به گریه کردن و ات رو بغل کرد.
م. کوک: ات دخترم تو زنده ای.
ات: ببخشید شما؟
م. کوک: داری باهام شوخی میکنی این همه مدت کجا بودی.
ات که قیافشو مثل ندونسته ها.
لینو: خاله جون اونی فک میکنی نیست بیا من برات توضیح میدم،
لینو بزور مادر کوک رو کشید و جریان رو بهش گفت.




.
.





..





...




....



......




.......

خب من برم دیگ خدافظ بچه ها خدافظ ات دخترم.


ویو ات
موقعی که توی بغل گرمش بودم دلیل سکوتم ارامش بود بغض گرفته بودتم و نمیتونستم حرف بزنم رفتم بالا داخل اتاق، رسیدم توی اتاق درو بستم و پشت در شروع کردم به گریه کردن که
تق تق
که در اتاقمو زدن پاشدم اشکامو پاک کردم درو باز کردم کوک بود. ولی چرا کوک بود.
کوک: ات.
ات: بله کار داشتید.
کوک ات رو محکم چسبوندبه دیوار.
کوک: هرکیو گول بزنی منو نمیتونی فهمیدی.
ات: منظورت چیه
کوک: تورو خدا حودتو نزن به اون راه اتتتت(اخرش رو با داد میگه.
ات: عیبابا صد بار گفتم من رو اشتباه گرفتید.
کوک: اگه راست میگی چرا گریه میکردی چرا وقتی مامانمو دیدی لیوان از دستت افتاد.
ات: چه ربطی داره.
کوک: اگه راست میگی از کجا فهمیدی میخواستم بفهمم کی هستی یا اشتبا گرفتم ها؟ نگا نگو من رو اشتباه گرفتی راست میگم.
دیدگاه ها (۱)

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

عشق خیانت انتقام

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

#برادر ناتنی من

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

#عشق_بعد_نفرتپارت 12ات: ممنونمپی دی نیم: یک ساعت دیگه بیا با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط